لطیفه های قرآنی
ادعاى خدائى
در زمان هارون الرشيد، شخصى مدّعى خدائى شد. او را نزد خليفه بردند. خليفه براى اينكه او را بترساند گفت: «چند روز قبل، شخصى ادعاى پيغمبرى كرد؛ او را كشتيم». گفت: «بسيار كار خوبى كرديد؛ چون من او را نفرستاده بودم.»
+ نوشته شده در جمعه 30 مرداد 1394 ساعت 11:51 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)