••• آسمانه

♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥

شبهای قدر

این دست های خالی و ساده دخیلتان ، ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید.

+ نوشته شده در یکشنبه 05 خرداد 1398 ساعت 14:38 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


داستان

از دو مرد دو خاطره متفاوت از گم شدن مداد سياه‌شان در مدرسه شنيدم.مرد اول مي‌گفت:«چهارم ابتدايي بودم. در مدرسه مداد سياهم را گم کردم. وقتي به مادرم گفتم، سخت مرا تنبيه کرد و به من گفت که بي‌مسئوليت و بي‌حواس هستم. آن قدر تنبيه مادرم برايم سخت بود که تصميم گرفتم ديگر هيچ وقت دست خالي به خانه برنگردم و مداد‌هاي دوستانم را بردارم. روز بعد نقشه‌ام را عملي کردم. هر روز يکي دو مداد کش مي‌رفتم تا اينکه تا آخر سال از تمامي دوستانم مداد برداشته بودم. ابتداي کار خيلي با ترس اين کار را انجام مي‌دادم، ولي کم‌کم بر ترسم غلبه کردم و از نقشه‌هاي زيادي استفاده کردم تا جايي که مداد‌ها را از دوستانم مي‌دزديدم و به خودشان مي‌فروختم. بعد از مدتي اين کار برايم عادي شد. تصميم گرفتم کار‌هاي بزرگتر انجام دهم و کارم را تا کل مدرسه و دفتر مدير مدرسه گسترش دادم. خلاصه آن سال برايم تمرين عملي دزدي حرفه‌اي بود تا اينکه حالا تبديل به يک سارق حرفه‌اي شدم!»

 

مرد دوم مي‌گفت:«دوم دبستان بودم. روزي از مدرسه آمدم و به مادرم گفتم مداد سياهم را گم کردم. مادرم گفت:«خوب چه کار کردي بدون مداد؟» گفتم:«از دوستم مداد گرفتم.» مادرم گفت خوبه و پرسيد که دوستم از من چيزي نخواست؟ خوراکي يا چيزي؟ گفتم نه. چيزي از من نخواست. مادرم گفت:«پس او با اين کار سعي کرده به ديگري نيکي کند، ببين چقدر زيرک است. پس تو چرا به ديگران نيکي نکني؟» گفتم:«چگونه نيکي کنم؟» مادرم گفت:«دو مداد مي‌خريم، يکي براي خودت و ديگري براي کسي که ممکن است مدادش گم شود. آن مداد را به کسي که مدادش گم مي‌شود مي‌دهي و بعد از پايان درس پس مي‌گيريم.» خيلي شادمان شدم و بعد از عملي کردن پيشنهاد مادرم، احساس رضايت خوبي داشتم آن‌قدر که در کيفم مداد‌هاي اضافي بيشتري مي‌گذاشتم تا به نفرات بيشتري کمک کنم. با اين کار، هم درسم خيلي بهتر از قبل شده بود و هم علاقه‌ام به مدرسه چند برابر شده بود. ستاره کلاس شده بودم به گونه‌اي که همه مرا صاحب مداد‌هاي ذخيره مي‌شناختند و هميشه از من کمک مي‌گرفتند. حالا که بزرگ شده‌ام و از نظر علمي در سطح عالي قرار گرفته‌ام و تشکيل خانواده داده‌ام، صاحب بزرگ‌ترين جمعيت خيريه شهر هستم.»دو مداد سياه
+ نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 ساعت 16:33 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


شعر

خوب جفا نگار من،کرده و بس نمي کند
يار کسي نمي شود،ياري کس نمي کند
سنگ جفاي باغبان،موسم گل به گلستان
تا پر مرغ نشکند ياد قفس نمي کند
در چمني که مي زند زاغ ترانه بر گلش
نيست عجب که بلبلش نغمه هوس نمي کند
نقد دلم ز کف بري،جان دهي ام ز دلبري
آن چه تو دزد مي کني هيچ عسس نمي کند
جذبه ي عشق مي کشد از پي ناقه قيس را
ور نه رفيق ليلي اش بانگ جرس نمي کند
از سر کويت اي پسر،آذر زود رنج اگر
رخت برون کشد دگر،روي به پس نمي کند.
آذر بيگدلي
+ نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 ساعت 16:25 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


میلاد امام حسن مجتبی

 سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏ السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

 

***************************


تا خدا هست و خدايي مي کند، مجتبي مشکل گشايي مي کند.

+ نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 ساعت 16:13 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


مطالب مذهبی

اموات به چند دلیل به زنده ها غبطه میخورند:

 

زنده ها نماز می خوانند ، زکات می پردازند ، صدقه می دهند ، روزه می گیرند.
+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1398 ساعت 19:58 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


ماه رمضان

 هیچ وقت کاری رو آغاز نکنیم که قبلش نمیتونیم بگیم بسم الله !

+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1398 ساعت 16:28 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


ولادت امیر المومنین _ روز پدر

در روز پدر به کعبه سربايد زد
بر بام نجف دوباره پر بايد زد
درحسرت بوسه برضريح مولا
صد بوسه به دستان پدر بايد زد
 
                                                   
                                         "ولادت مولا امير المومنين و روز پدر مبارک"
 
 
امام علي علیه السلام فرمودند:
هنگامي که بر دشمن خود دست يافتي،به شکرانه پيروزي او را عفو کن.
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند 1397 ساعت 10:05 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


تولد امام علی - روز پدر

سوال شرعی یه خانم:
دیروز یواشکی از جیب شوهرم پول برداشتم 
رفتم یه جفت جوراب شیک ، هدیه روز مرد براش خریدم
بعد دیدم یه مقدار از پولش هم اضافه اومده 
حيفم اومد بذارم سر جاش رفتم واسه خودم يه جفت النگوخريدم
ايا كار بدى كردم؟
روز مرد پیشاپیش مبارک

+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند 1397 ساعت 13:50 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


لطیفه های قرآنی

 فرق حرّ و خر

مرحوم شيخ حر عاملي رحمه الله صاحب وسائل الشيعه از لبنان به ايران آمد و وارد اصفهان شد، علامه مجلسي رحمه الله از شاه سليمان صفوي خواست كه از شيخ ديدن كند. شاه سليمان نيز در نهايت احترام، به ديدن شيخ رفت؛ و پس از چند روز، شيخ حر به همراه علامه مجلسي و چند تن از علماي ديگر، به بازديد شاه رفتند.در آن زمان، رسم بر اين بود كه وقتي علما به ديدار شاه مي‌‌رفتند، سلطان جهت احترام آنها، بر فرش مخصوص شاهي نمي‌‌نشست و اگر به علما تعارف مي‌‌كردند كه بر روي فرش مخصوص بنشينند، آنها هم به احترام سلطان، روي آن نمي‌‌نشستند.اما از آنجايي كه شيخ حر به رسومات دربار ايران آشنا نبود، پس از ورود به دربار، بر روي فرش مخصوص شاهي نشست. سلطان صفوي از اين كار، دلگير شد و به شيخ حر گفت: «بين حر با خر چقدر فاصله است؟» شيخ فوراً جواب داد: «يك مسند.»(يعني خر، داراي مسند شاهي است و حر، اين مسند را ندارد).
به حريت رسيدن مشكلي نيست                                  اگر يك نقطه گيري از خريت
+ نوشته شده در سه‌شنبه 21 اسفند 1397 ساعت 14:44 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


مطالب مذهبی

سه عمل شيطان که بعد از انجام آن‌ها، ديگر کاري به کار انسان ندارد!


امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «قَالَ‌ إِبْلِيسُ‌ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ لِجُنُودِهِ إِذَا اسْتَمْکَنْتُ مِنِ ابْنِ آدَمَ فِي ثَلَاثٍ‌ لَمْ أُبَالِ مَا عَمِلَ فَإِنَّهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ مِنْهُ».ابليس لعنت الله مي‌گويد: من سه کار انجام مي‌دهم که اگر او بعد از آن، اعمال زيادي هم انجام دهد ديگر براي من مهم نيست. چون مي‌دانم که اعمالش، مقبول نيست.حال، آن سه عمل چيست؟ 1. «إِذَا اسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ»، او را به کثرت عمل گرفتار مي‌کنم. يعني عمل خودش را بزرگ و زياد مي‌بيند. لذا شيطان با اين حربه او را گرفتار مي‌کند 2. «وَ نَسِيَ ذَنْبَهُ»، کاري مي‌کنم که گناهش را فراموش کند. 3. «وَ دَخَلَهُ الْعُجْبُ»، او را داخل در عُجب مي‌کنم. وقتي انسان خودبين مي‌شود، حتّي يک عمل کوچک خودش را هم بزرگ مي‌بيند و اي بسا اصلاً عملي انجام ندهد. بلکه انتظار دارد که ملائکه‌ الهي جدّي به او سجده کنند.
+ نوشته شده در سه‌شنبه 21 اسفند 1397 ساعت 14:44 توسط asmane |  ارسال نظر(0)