اگر فردای عاشورا روزنامه منتشر میشد!
اگر فردای روز عاشورا روزنامهای منتشر میشد، چه تیترهایی داشت؟ این پوستر اثر محمدصادق پورمیر است که به عنوان پوستر برتر در سوگواره هنر عاشورایی انتخاب شد.

♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥
اگر فردای روز عاشورا روزنامهای منتشر میشد، چه تیترهایی داشت؟ این پوستر اثر محمدصادق پورمیر است که به عنوان پوستر برتر در سوگواره هنر عاشورایی انتخاب شد.

فرقی نمیکند یک کتابخور واقعی باشید یا کسی که هرازگاهی کتابی برای مطالعه وسوسهاش میکند؛ زندگینامه، ژانر همه است! کتابهای زندگینامه همیشه استقبال خوبی دارند و برای هدیه دادن انتخاب خوب و کمریسکی هستند.

در هر سن و سال یا موقعیت تحصیلی و شغلی، هرکسی بالاخره قهرمانی در زندگیاش دارد یا شخصیت محبوبی که دوست دارد بیشتر از او بداند، نام فردی را در ذهن دارد که میخواهد راز موفقیتش را بداند، یا اصلا ضدقهرمانی را میشناسد که میخواهد از کارش سردربیاورد تا هرگز راه او را نرود!گذشته از این، خواندن کتاب سرگذشت انسانها، حتی آنها که معروف نبوده و نیستند، مثل تجربهی یک بار زندگی بهجای آنهاست و همین چیزهاست که زندگینامهها را محبوب و خواندنی میکند.در این مطلب به ژانر زندگینامه پرداختهایم و هفت کتاب زندگینامه خواندنی را معرفی کردهایم.تا به حال به تجربهی جهان تازهای بیرون از کتابخانهی خودتان فکر کردهاید؟ همانطور که ناشران و نویسندهها گاهی با استقبال کمنظیر از یک کتاب غافلگیر میشوند، چطور است با تجربهی ورود به دنیای یک ژانر تازه خودتان را غافلگیر کنید؟واضح است که برای این کار نیاز دارید ژانرهای کتاب را بهتر بشناسید. ژانر کتاب بدون این که بخشی از داستان را لو دهد یا بیانگر نقد و نظر شخصی یک منتقد باشد، به شما میگوید که یک کتاب در چه دستهبندیای با چه ویژگیهایی قرار میگیرد. بهعنوان یک کتابخوان، وقتی تصویری کلی از ژانرها و زیرژانرهای کتاب داشته باشید، بدون شک به کشفهایی میرسید که درِ تازهای را روی روحتان میگشاید.
ژانر زندگینامه، تجربهی زیستن با عمر
دیگران
ژانر پرطرفدار کتابهای زندگینامه، تعریف و خط و مرزهای سادهای دارد. این کتابها شرح حالی از زندگی یک فرد را بازگو میکنند. در بیشتر مواقع این شرح حال دارای جزییات زیاد است و از کودکی فرد تا پایان عمر (یا سنی که در زمان نوشتن کتاب دارد) را در برمیگیرد.زندگینامه یا بیوگرافی فقط شامل کارنامه یا رزومه یک فرد مشهور نیست و فراگیری بیشتری دارد. درواقع این ژانر به بازگو کردن تجربهی زیستهی یک فرد میپردازد. حال ممکن است سوژه کتاب، یک شخصیت مشهور باشد یا نه.گاهی این زندگینامهها به قلم خود فرد نوشته میشوند که در اینصورت کتاب تالیفشده را در زیرژانر «خودزندگینامه» یا اتوبیوگرافی دستهبندی میکنیم. معمولا زندگینامهها توسط نویسنده دیگری جمعآوری و نوشته میشوند؛ بهخصوص اگر خود فرد سابقه نویسندگی نداشته باشد.ژانر زندگینامه یک زیرژانر دیگر هم به نام «خاطرهنویسی» دارد که همانطور که از اسمش پیداست، مربوط به بازگو کردن خاطرات نویسنده است. معمولا نویسندهی این خاطرات، خود شخصیت اصلی کتاب است. محتوای این زیرژانر بهخاطر اینکه از میان کل زندگی فرد دستچین شده و معمولا با آب و تاب هم تعریف میشود، جذابیت زیادی دارد.به همین خاطر معرفی کتابهای خاطرات را به فرصتی دیگر موکول کردیم و در این مطلب به معرفی زندگینامهها و خودزندگینامهها پرداختهایم.

نقاشی منتسب به ساموئل جانسون، نویسنده انگلیسی که زندگینامهاش در قرن هجدهم سرآغاز سبک جدید زندگینامهنویسی بود
در یک دستهبندی دیگر، زندگینامهها را به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم کردهاند. زندگینامههای رسمی با مجوز و همکاری خود فرد یا خانوادهاش توسط یک نویسنده یا پژوهشگر نوشته میشوند، اما زندگینامههای غیررسمی بدون دخالت شخصیت اصلی کتاب (سوژه زندگینامه) نوشته میشوند یا دستکم این دخالت در سطح حداقل است.به همین خاطر معمولا زندگینامههای غیررسمی را قابلاستنادتر میدانند. چرا که به این ترتیب ملاحظات شخصی در بازگو کردن ماجرای زندگی وارد نمیشود و همه بخشهای زندگی، خواه افتخارآمیز و خواه شرمآور، به قلم میآیند.ژانر زندگینامه در دسته کتابهای ناداستان یا غیرتخیلی (Non-Fiction) قرار میگیرد. به این علت که تخیل نویسنده در آن نقش بسیار کمرنگی دارد و بناست از واقعیتهای زندگی یک فرد سخن گفته شود. البته استثناهایی هم در این زمینه وجود دارد که بهتر است این آثار را نمونههایی از میانژانر داستان و زندگینامه بدانیم.زندگینامه نویسی به معنای عمومی آن، قدمتی معادل تاریخنگاری دارد و مربوط به شرححال بزرگان تاریخ و پادشاهان میشود. این نوع شرح حالها البته بیشتر از آن که در ژانر زندگینامه جای بگیرند، مربوط به تاریخ هستند و حکم اسناد تاریخی را دارند.زندگینامه به مفهوم امروزی و آنچه نوعی سبک نویسندگی هم محسوب میشود، از قرن هجدهم با تالیف زندگینامه ساموئل جانسون، لغتنامهنویس و ادیب انگلیسی توسط جیمز بازول شروع شد. این زندگینامه را هنوز هم بزرگترین زندگینامه انگلیسی میدانند.در بازار کتاب ایران هم زندگینامهها پرطرفدارند. تا آنجا که در دورههایی، کتابهای زندگینامهی شخصیتهای مشهور سینما، ورزشکاران یا سیاستمداران آمار فروش را جابهجا میکنند و کتابفروشیها به تسخیرشان درمیآید. این البته آفتی هم دارد و آن هم ظهور ترجمههای بازاری و کتابهایی تکراری است که ناشران باعجله برای عقب نماندن از قافله، روانهی بازار میکنند.برای معرفی زندگینامههای خواندنی در این مطلب، از این دست کتابها فاکتور گرفتهایم. همچنین به نظر میرسید کتابهایی مثل زندگینامه استیو جابز یا میشل اوباما که دیگر تصویر جلدشان هم برای همه آشناست، نیازی به معرفی نداشتند.زندگینامههای معرفیشده در ادامه این نوشته، در زمینههای موضوعی متنوعی از ادبیات و هنر تا سیاست و تجارت و بسترهای اجتماعی انتخاب شدهاند و کیفیت اثر هم در انتخاب آنها موردتوجه بوده است.
شور زندگی، زندگینامه ونسان ونگوگ

داستان زندگی ونسان ونگوگ، نقاش هلندی، داستان پر آب چشمی است. نقاش خلاق و نابغهای که حالا آثارش با رقمهای نجومی ارزشگذاری میشوند، اما خودش در ۳۷ سالگی در حالی که هنوز میتوانست راهی طولانی پیش رو داشته باشد، از فشار فقر دست به خودکشی زد. «شور زندگی» داستان ۱۶ سال آخر زندگی کوتاه ونگوگ است.ایروینگ استون در کار نوشتن زندگینامه پر درد و رنج ونگوگ چنان ماهرانه عمل کرده که گاهی لازم است کتاب را کنار بگذاریم، کمی به خود مسلط شویم و دوباره خواندن را از سر بگیریم. ونگوگ در تمام طول زندگیاش هیچ بهرهای از شهرت و ثروت حاصل از نبوغ نقاشی خود نبرد و هرگز فکر نمیکرد روزی آثارش جزو گرانترین نقاشیهای تاریخ شود.زندگی او وابسته به آفرینش و خلق کردن بود و پشتوانهای جز برادرش تئو نداشت. ارتباطات محدود او با جهان خارج شامل نامههایی بود که برای برادرش مینوشت. این نامهها از مهمترین منابع نویسنده برای گردآوری زندگینامه ونگوگ بودند.چیزی که زندگینامه ونگوگ را تاثیرگذار میکند، روند غلبه سایه سیاه ناامیدی بر زندگی انسان است. این حقیقت تلخ که ممکن است هنرمندی با نبوغ ونگوگ چنان اسیر این سایه شوم شود که نهتنها از آفرینش، بلکه از زیستن دست بشوید.
بخشی از کتاب: "آرزوی نیل به موفقیت دیگر از وجود ونسان رخت بربسته بود. او نقاشی میکرد، زیرا مجبور بود نقاشی کند، زیرا این کار او را از عذاب روحی نجات میداد، زیرا نقاشی افکار او را متفرق میساخت. او قادر بود بدون همسر، خانه و فرزند زندگی بگذراند، قادر بود بدون عشق، دوستی و سلامتی سر کند، قادر بود بودن سرپناه، آسایش و غذا سر کند، حتی قادر بود بدون خداوند نیز سر کند. اما نمیتوانست بدون آن چه که بزرگتر از خود او بود، آنچه تمام زندگیاش بود سر کند، و آن قدرت و توانایی خلق کردن بود."کتاب «شور زندگی» با ترجمه مارینا بنیاتیان توسط نشر نشانه منتشر شده و از سایت دیجیکالا قابل خریداری است.
رهبر عزیز، خودزندگینامه شاعری که از
کره شمالی فرار کرد

جنگ جین سونگ، نویسندهی کتاب رهبر عزیز، شرایط بسیار خوبی را در کره شمالی داشته؛ کشوری که زندگی در آن برای بیشتر مردم شبیه به کابوس است. جنگ جین سونگ شاعر مقرب درگاه «رهبر عزیز» است. این لقبی است که مردم کره شمالی کیم جونگ ایل را با آن میخوانند و نام کتاب زندگی شاعر مقرب را هم به خود اختصاص داده است.او در جمع «پذیرفتهشدگان» بود و این در کره شمالی یعنی هیچکس حتی جاسوسها حق ندارند در زندگیاش تجسس کنند و کارهای خلاف را به او نسبت دهند. او با اینکه میداند مقرب رهبر بودن و درنتیجه حضور در شبکههای اطلاعاتی و ملاقات رو در رو با رهبر عزیز چه زندگی متفاوتی را برای او رقم زده، عمیقا برای سایر هموطنانش متاسف است.این رفاه و راحتی فکر فقر و بدبختی بقیهی مردم را از سرش بیرون نمیکند، اما چاره چیست؟ سزای انتقاد، مرگ خود و خانوادهاش است. او با حکومتی تمامیتخواه طرف است که حتی زبان مردم با زبان رهبر عزیزش متفاوت است.باورش سخت است، اما انگار ایدهّهای پادآرمانشهری کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول را موبهمو روی این مردم پیاده کردهاند. با این همه، جنگ جین سونگ به دنبال اتفاقاتی، چارهای جز فرار به کره جنوبی پیش روی خود نمیبیند و پس از آزادی، کتاب زندگینامهاش را مینویسد.این کتاب حرفهای نگفتهی زیادی را درباره حکومت و حتی پشت پرده حکومت کره شمالی بازگو میکند، اما با این همه پشت جلد کتاب نوشته شده: بسیاری چیزها قابلبازگویی نبودند. معلوم نیست تحت نظر حاکمیت تمامیتخواه کره شمالی چه اتفاقاتی تلختر از آنچه در کتاب آورده شده در جریان است؛ حاکمیتی که معتقد است کشور باید در «مه غلیظی» بماند تا دشمنان ناکام بمانند.این کتاب روایتی واقعی است از آنچه در دنیای امروز باورنکردنی به نظر میرسد. خواندن زندگینامه جنگ جین سونگ شما را با پدیدههایی مواجه میکند که بهخاطر همان مه غلیظ شاید هیچگاه و در هیچ منبع دیگری بهصورت تصادفی نتوانید به آنّها دسترسی پیدا کنید.«رهبر عزیز» را مسعود یوسف حصیر چین ترجمه کرده و نشر ققنوس به چاپ رسانده است. این کتاب را میتوانید از دیجیکالا تهیه کنید.
تراژدی تنهایی، زندگینامه سیاسی
محمد مصدق

نام محمد مصدق با ملی شدن صنعت نفت ایران گره خورده است. او سیاستمداری بود که پس از سالها مردم و حتی نسل جوانی که او را هرگز ندیدهاند، جویای حقیقت زندگیاش هستند.کار بزرگی که او برای ملت ایران کرد، شاید هیچگاه پاسخی شایسته دریافت نکرد. این همان چیزی است که نام «تراژدی تنهایی» را برای کتاب زندگی مردی که روزگاری نخستوزیر یک کشور بوده، مناسب میسازد.وقتی زیر نام کتاب پس از محمد مصدق یک نام خارجی را میبینیم ممکن است حسابی تعجب کنیم که چرا کتاب زندگی نخستوزیر سابقمان را باید از زبان «کریستوفر دوبلگ» بخوانیم؟ دوبلگ نویسنده و روزنامهنگاری بریتانیایی است. او که عمده مطالعات و سوابق حرفهایاش معطوف به شرق و خاورمیانه است، همسری ایرانی دارد و به زبان فارسی هم مسلط است.اما اینکه چرا زندگینامه مصدق را با قلم او پیشنهاد میکنیم، چند دلیل دارد. اول اینکه «تراژدی تنهایی» یک زندگینامه سیاسی است و دوبلگ نه بهعنوان یک زندگینامهنویس بلکه در جایگاه روزنامهنگاری متخصص در حوزه خاورمیانه در این باره دست به قلم برده است.این البته به آن معنا نیست که کتاب درباره شرح وضعیت سیاسی اجتماعی دوران مصدق است. اتفاقا در این کتاب بیشتر روی شخصیت مصدق و خلقیات و تفکر او تمرکز شده است. دلیل دیگر برای پیشنهاد کتاب «تراژدی تنهایی» هم در همین موضوع ریشه دارد. درباره مصدق و عملکردش کتاب و مقاله فارسی فراوان میتوان پیدا کرد، اما در این کتاب، چهرهی جدیدی از این شخصیت تاثیرگذار خواهید دید.
جدال شک و ایمان، زندگینامه
فئودور داستایفسکی

معروف است که شخصیتهای کتابهای داستایفسکی با همه ویژگیهای عجیب و فرازمینیشان با همه رذالتهای خواسته و ناخواسته یا فضیلتهای ذاتیشان، شباهت زیادی به خود داستایفسکی دارند. برای کسی که با کتابهای داستایفسکی آشناست، بسیار عجیب به نظر میآید که چطور ممکن است چنین شخصیتی در جهانی خارج از جهان تخیل وجود داشته باشد.اما برای کسی که داستان زندگی داستایفسکی را میداند، تعجب از آنجاست که چطور داستایفسکی تا این حد نبوغ و پشتکار داشته است! زندگی داستایفسکی انگار که مقدر شده باشد روزی تبدیل به یک داستان شود، پر از حوادث تلخ است و شخصیت داستایفسکی البته اعجاببرانگیز است. در میان این حجم از دردها و شکنجههای روحی که گاهی خود و گاهی دیگران به او تحمیل میکردند، چطور داستایفسکی، داستایفسکی شده است؟کتاب «داستایفسکی، جدال شک و ایمان» برای آنّها که داستایفسکی را دوست دارند و میشناسندش، بهنحوی جذاب است و برای آنها که هنوز در دریای آثار او غوطه نخوردهاند، به نحوی دیگر جذابیت دارد. هردو گروه میتوانند با کتاب ارتباط برقرار کنند و هر دو گروه احتمالا از این پس با علاقهای دوچندان داستایفسکی را میفهمند.
بخشی از کتاب: "پنج سال آزگار تحت نظر نگهبانها و در میان انبوه آدمها زیستهام، و هرگز حتی ساعتی تنها نبودهام. تنهایی از ضرورتهای زندگی عادی است، مثل نوشیدن و خوردن؛ وگرنه در این زندگی اشتراکی اجباری آدم از بشر بیزار میشود. جمع آدمها، چون سم یا عفونت است، و از این عذاب غیرقابل تحمل من در طی این چهار سال بیش از هرچیز دیگر رنج بردهام.لحظاتی بوده است که از هرکسی که از کنار گذشته است، مقصر یا بیتقصیر، احساس انزجار کردهام و به آنها، چون دزدانی نگاه کردهام که زندگیام را بی آنکه جزایی ببینند از من میربایند."کتاب «داستایفسکی، جدال شک و ایمان» را ادوارد هلت کار نوشته است و خشایار دیهیمی به فارسی برگردانده است. این کتاب را که از سوی نشر نو منتشر شده، میتوانید از دیجیکالا تهیه کنید.
با آخرین نفسهایم، خودزندگینامه
لوئیس بونوئل

کتاب «با آخرین نفسهایم» اولین بار در سال ۱۳۷۱ به فارسی ترجمه شده و در مدت کوتاهی در بازار کتاب نایاب شد. استقبال از داستان زندگی و تفکرات فیلمسازی مثل لوئیس بونوئل غیرقابلپیشبینی نبود، اما نایاب شدن کتاب، نشان از محبوبیت بالای این فیلمساز اسپانیایی داشت.کتاب تا سالها مجال انتشار پیدا نکرد و حالا چند سالی است که دوباره در کتابفروشیها پیدا میشود. لوئیس بونوئل تقریبا در هر ژانری فیلم ساخته است و کار فیلمسازی را از دوره فیلمهای صامت شروع کرده و تا پایان عمرش ادامه داد. او را رهبر جنبش سورئالیسم آوانگارد نامیدهاند و بهجز فیلمها، قلم روان او از سوی طرفدارانش همیشه تحسین میشد.به همین خاطر است که خواندن کتاب «با آخرین نفسهایم» نهتنها به عشاق سینما، بلکه به همه کتابدوستان پیشنهاد میشود. حتی شاید قلم تاثیرگذار بونوئل (البته با همراهی ترجمه علی امینی) شما را برای چندباره خواندن کتاب وسوسه کرد.
بخشی از کتاب: "من در آستانهی این قرن که گاهی تنها لمحهای گذرا به نظرم میرسد، پا به دنیا گذاشتم. هرچه جلوتر آمدم، سالها سریعتر گذشتهاند. وقتی از روزهای جوانیام حرف میزنم، ناچارم مدام بگویم: این مال پنجاه یا شصت سال پیش بود؛ در حالی که حس میکنم هنوز از آن دوران دور نشدهام. اما از طرف دیگر گاهی زندگی به نظرم خیلی طولانی میآید. انگار آن پسربچه یا جوانی که آن کارها را انجام داده، اصلا من نبودهام.اکنون که به پیری و تنهایی گرفتار شدهام، آینده را تنها در حالت فاجعه یا آشوب میبینم. به نظرم میرسد که قرن ما یکسره به انحراف افتاده و به سوی نکبت و بدبختی پیش رفته است. به گمانم در آن جنگ بزرگ و ازلی سرانجام شر بر خیر پیروز شده است.عوامل زوال و نابودی کاملا مسلط شدهاند. روح بشر نهتنها به سوی کمال و روشنایی نرفته، بلکه حتی در تاریکی سیاهتری فروغلطیده است. من به حیرتم که آن چشمههای نیکی و فرزانگی که قرار است روزی به نجات ما بیایند، از کجا خواهند جوشید؟ "
آخرین دختر، زندگینامه نادیا مراد،
برنده جایزه صلح نوبل

«نادیا حاضر به سکوت نبود. او با تمام برچسبهایی که زندگی به او زده بود، مبارزه کرد: یتیم، قربانی تجاوز، اسیر، پناهنده و در عوض برچسبهایی جدید ساخت: بازمانده، رهبر ایزدی، مدافع زنان، نامزد جایزه صلح نوبل، سفیر حسن نیت سازمان ملل و اکنون نویسنده. […]کسانی که فکر میکردند میتوانند با ظلم و ستم او را ساکت کنند در اشتباه بودند. روح نادیا مراد در هم نمیشکند و صدایش نیز خاموش نخواهد شد. در عوض، با این کتاب، صدای او بلندتر از همیشه خواهد بود.»این جملات در مقدمه کتاب «آخرین دختر» از زبان وکیل نادیا نوشته شده است. نادیا تجربه تلخ اسارت در چنگ داعش را در سینه دارد، داغدار خانواده است، اما از پای نمینشیند. نادیا نمیخواهد قربانیان دیگر را تنها بگذارد. او یک دختر ایزدی است که در عراق زندگی میکرد.زندگی برای ایزدیها بهخاطر اختلافات داخلی همیشه سخت بوده، اما آن روی خشمگینش را وقتی به نادیا نشان داد که روستای محل سکونتش مورد حمله داعش قرار گرفت. او سه ماه اسیر داعش بود و فجیعترین جنایات انسانی را به چشم دید و تجربه کرد. اما بزرگتر از آن بود که پس از مهاجرت به آلمان، به زندگی امنش راضی شود. مبارزه برای نادیا هنوز هم ادامه دارد.او در سال ۲۰۱۸ بهخاطر «مبارزه و نبرد علیه خشونت جنسی و استفاده از آن در جنگها به عنوان سلاح» برنده جایزه صلح نوبل شده است. نادیا مراد کتاب زندگیاش را با کمک جنا کراجسکی روزنامه نگار آمریکایی نوشته است.زندگینامه نادیا مراد را سمیرا چوپانی ترجمه کرده و انتشارات کتاب کولهپشتی به چاپ رسانده است. این کتاب را میتوانید از دیجیکالا تهیه کنید.
کفشفروش پیر (کفشباز)، خودزندگینامه
موسس نایکی

از میان کتابهای زندگینامهای که صاحبان کسبوکارهای بزرگ دنیا نوشتهاند، زندگی فیل نایت، بنیانگذار برند نایکی (تولیدکننده کفش و پوشاک ورزشی) یکی از ماندگارترینهاست. این کتاب داستان پسر جوانی را نقل میکند که با قرض گرفتن ۵۰ دلار از پدرش، واردات کفش ورزشی را از ژاپن شروع میکند و در صندوق عقب ماشینش میفروشد.او همین کسبوکار کوچک را جوری رونق میدهد که در سال اول هشت هزار دلار درآمد به دست میآورد و اکنون برندی که با پشتوانه این درآمد ساخته، سالانه بیش از ۳۰ میلیارد دلار درآمد دارد. برند نایکی یکی از شناختهشدهترین برندهاست و لوگوی آن برای مردم همه دنیا آشناست. فیل نایت با نوشتن داستان پشت پرده کسبوکارش، درسهای بزرگی به مدیران کسبوکارهای جدید میدهد.مطالعه کتاب «کفشفروش پیر» نوشته فیل نایت، به همه کسانی که به ماجرای زندگی افراد موفق در کسبوکار علاقهمندند، پیشنهاد میشود.
در نواحی مختلف ایران سنتها و آیینهای گوناگونی برای عزادارای حسینی وجود دارد که همواره در خارج از مرزهای ایران مورد توجه بوده و دیده شده است. البته عکاسان ایرانی در این امر تأثیر به سزایی داشتهاند و توانستهاند با به ثبت رساندن تصاویر مختلفی از این مراسم آیینی در جشنوارههای جهانی دیده شده و توجه جهانیان را به خود جلب کنند.
عکاسان، مراسم آیینی محرم را بارها از جنبههای مختلف به ثبت رساندهاند؛ گاه تعزیه و سوگواریشان، گاه دستههای سینه زنی و زنجیرزنی و گاه گل مالی در نقاط غربی ایران را.
گزارش پیش رو گزیدههایی از عکسهای به ثبت رسیده در ایام محرم که در جشنوارههای مختلف درخشیدهاند را به نمایش گذاشته شده است:
غم و اندوه
این تصویر صبح عاشورا توسط سعید عربزاده در سال ۹۶ در استان لرستان، خرم آباد به ثبت رسیده است. این اثر در جشنوارههای چین و امریکا جایزه گرفته است.
عکاس درباره ثبت این عکس به ایسنا گفته است که حس سوژه و غم خاصی که در چهره فرد بود او را متاثر و به همین دلیل این سوژه را انتخاب کرد.

عکس: سعید عرب زاده
دعا در کنار دریا
این اثر متعلق به احسان مرتضوی است و روبان افتخار جشنواره Perspective کشور هند را دریافت کرده است.

عکس: احسان مرتضوی
سیگار
این اثر هم توسط احسان مرتضوی به ثبت رسیده و تقدیر هیات داوران جشنواره tajik photo art کشور تاجیکستان، مدال طلای سال جشنواره VOJVODINA کشور صربستان و مونته نگرو، مدال طلای فیاپ جشنواره ECOLOGICAL کشور اسلوونی، صربستان و بلغارستان، ۲ تقدیر هیات داوران جشنواره ECOLOGICAL کشور صربستان، اسلوونی و بلغارستان را به دست آورده است.

عکس: احسان مرتضوی
اسبها
اثر دیگری از احسان مرتضوی مدال برنز جشنواره IuP PTOTO کشور چین را دریافت کرده است.

عکس: احسان مرتضوی
غم و اندوه
تصویر پیش رو جزو آثار سیدعلی درمیانی است. عکس «غم و اندوه» جشنوارههای زیادی از جمله جشنواره the Mahfuz Ullah Memorial کشور بنگلادش پذیرفته شده و مدال BPS را دریافت کرده است.
این عکس همچنین در جشنواره Arbella TV 2016 کشور ترکیه، جشنواره sedventure 2016 ترکیه، جشنواره International Salon of Photography NOWRUZ 2016 کشور تاجیکستان، جشنواره the Kenya Culture&Tourism Directorate International Photography Competition 11 کشور ترکیه پذیرفته شده است.
دریافت مدال طلای جشنواره Gold PSA، جشنواره th NBPC INTERNATIONAL SALON of PHOTOGRAPHY ۲۰۱۹ (Digital) کشور هند و دریافت روبان افتخار NBPC RIBBON از دیگر موفقیت هایی است که درمیانی با این عکس کسب کرده است.

عکس: سید علی درمیانی
عکس «عصر انتظار»
این عکس با اقتباس از تابلو عصر عاشورا اثر استاد فرشچیان، توسط یک گروه کامل از جمله عکاس، کارگردان، طراح لباس، نورپرداز و صحنه پرداز خلق شده و پذیرفته شده در جشنواره sedventure کشور ترکیه و دریافت روبان افتخار فیاپ FIAP Mention، پذیرفته شده در جشنواره Perspective Four - International Salon of Fine Art Photography 2016 کشور هند و دریافت دیپلم افتخار Diploma from Salon، پذیرفته شده در جشنواره AFAN 2017 International Exhibition of Photography کشور عربستان و دریافت جایزه، پذیرفته شده در جشنواره 11th Konya Culture & Tourism Directorate International Photography Competition کشور ترکیه و دریافت نشان افتخار و پذیرش در بیش از ۵۲ جشنواره از سراسر دنیا است.

عصر انتظار
صبح
عکس صبح سیدعلی درمیانی هم پذیرفته شده در جشنواره VICTOR POLYNSKY AWARD 2016 INTERNATIONAL SALON OF PHOTOGRAPHY کشور قرقیزستان، پذیرفته شده در جشنواره Varna 2016 کشور بلغارستان و دریافت مدال نقره جشنواره PSA silver است. این عکس در بیش از ۴۸ جشنواره از سراسر دنیا پذیرش شده است.

عکس: سیدعلی درمیانی
بازسازی چهره اهل سیاست در فیلمهای سینمایی، در این سالها شدت گرفته، این مطلب مروری بر این بازسازیهاست.
شاید بتوان گفت بیشترین حضور شخصیت های سیاسی در فیلم های محمد حسین مهدویان است. مهدویان در فیلم «ایستاده در غبار» که براساس زندگی شهید احمد متوسلیان است محسن رضایی و هم چنین در فیلم «ماجرای نیمروز» شهید بهشتی را نشان داد.

محمد مصدق و آیت الله طالقانی
فیلم «غلامرضا تختی» که براساس زندگی پرفراز و نشیب غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی، محصول سال ۱۳۹۷ است. فرهادآئیش در نقش محمد مصدق و حمیدرضا آذرنگ در نقش آیت الله طالقانی در این فیلم بازی کردند.

در این فیلم از تولد تا مرگ غلامرضا تختی و سه فاز از زندگی او در مقطع کودکی، نوجوانی و بزرگسالی به نمایش در آمده است.
امام خمینی (ره) و احمد خمینی
«فرزند صبح» به نویسندگی و کارگردانی بهروز افخمی که تقریبا تنها فیلمی است که در این سالها به طور خاص با محوریت شخصیت امام خمینی (ره) در سینما ساخته شده است.

فیلم «فرزند صبح» با بازی عبدالرضا اکبری در نقش امام خمینی در میانسالی، محمدرضا شریفینیا در نقش سیداحمد خمینی و هدیه تهرانی در نقش دایه امام خمینی (ره) ساخته شده است.
شهید مصطفی چمران
فریبرز عرب نیا در فیلم «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، ایفاگر نقش مصطفی چمران بود. این فیلم حواشی بسیاری داشت، در سکانس های پایانی فیلم به دلیل حضور نداشتن عرب نیا، سرصحنه، از بدل استفاده شد.

«چ» روایت دو شبانه روز (۲۵ تا ۲۷ مرداد ۱۳۵۸) حضور دکتر مصطفی چمران معاون نخستوزیر در شهر پاوه است. او به اتفاق تیمسار فلاحی به عنوان نمایندۀ دولت به کردستان آمده است.
شباهتهای حاشیه ساز
حمید لولایی با گریم حسن روحانی
فیلم «سه بیگانه» به کارگردانی مهدی مظلومی در سال ۱۳۹۴ ساخته شده است. شباهت گریم حمید لولایی با حسن روحانی در این فیلم مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفته بود.

«سه بیگانه»، داستان سه مامور خارجی است که برای انجام عملیاتی با نقشه دقیق وارد ایران میشوند، اما از لحظه ورود اتفاقاتی میافتد که نقشه آنها بهم میریزد.
جواد عزتی با گریم سعید امامی
فیلم «ماجرای نیمروز» در سال ۱۳۹۵ ساخته شده است. شباهت گریم جواد عزتی با سعید امامی از حاشیههای فیلم در جشنواره فجر بود. تهیه کننده فیلم درباره این شباهت گفت: سعید امامی اصلا در آن زمان در سپاه حضور نداشته است و این شباهت اتفاقی بوده است.

«ماجرای نیمروز» روایتی از سالهای اول انقلاب، بعد از برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری است که سازمان مجاهدین اقدام به عملیات تروریستی در کشور می کردند. از سوی دیگر، سازمان اطلاعات و سپاه با همکاری هم به دنبال دستگیری اعضای گروه مجاهدین خلق میباشند.
جمشید هاشم پور با گریم احمد طبری
جمشید هاشمپور در سریال «آقازاده» نقشی با گریم مشابه به چهره اکبر طبری؛ که این روزها در دادگاه حاضر است و معاون اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه بوده که در مفاسد گستردهای دست داشته، بازی می کند.

مهدی سلطانی در نقش دکتر بحری سریال «آقازاده»، کاراکتری شبیه محمدعلی نجفی یکی از سیاسیون جنجالی یکی دو سال اخیر دارد که پس از یک دوره طولانی رابطه مخفیانه با زنی، این رابطه را علنی کرد و او را به ضرب گلوله کشت.
محمود احمدی نژاد در فیلم موافقت اصولی
امیر پورکیان کارگردان سینما اعلام کرد که ویدئوی منتشر شده از رقص بدل «محمود احمدی نژاد» در خیابان های تهران، بخشی از فیلم جدیدش«موافقت اصولی» است.
غارها با رودخانهها و دریاچهها درون خود و فضای مخفوف و رمز آلود همواره انسانها را مبهوت کرده است.
در گذشته در غارها اغلب مراسم باستانی و جادوگری انجام میشد. اما اکنون برخی از آنها برای توریستان نیز قابل دسترس هستند اگر چه بیشتر غارهای جهان فقط برای غارنوردان قابل دسترسی میباشد.









بعضیها هم در انتخاب یک «رمان» خوب و امتحان پس داده مشکل دارند، در این جا چند رمانِ محبوب و مطمئن را گذاشتیم تا با خیال راحت بخرید و بخوانید.
بارون درخت نشین اثر ایتالو کالوینو
کتاب «بارون درخت نشین» یکی از شاهکارهای ایتالو کالوینو برای نخستین بار در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا منتشر شد. پسری به نام کوزیمو خانهی اشرافی خانواده اش را به منظور زندگی در درختان انبوه ترک گفته است.

کتاب حاوی روایتهای مختلفی از حوادثی است که برای کوزیمو در طول مدت درخت نشینی اش رخ میدهد. پرسشگری فلسفی هستهی داستان این کتاب است و در طول سالیان موردتوجه منتقدین ادبی قرارگرفته است.
سَبُکی تحملناپذیر هستی اثر میلان کوندرا
کوندرا «سَبُکی تحملناپذیر هستی» را در سال ۱۹۶۸، در پراگ و در دورهای نوشت که به «بهار پراگ» شناخته میشود. توما، جراح برجستهای است که روابط پنهانی زیادی دارد و همسرش، ترزا، عکاسی است که خونش از بی وفاییهای همسرش به جوش آمده است.

کتاب «سَبُکی تحملناپذیر هستی»، تفکر و کاوشی دربارهی انسان و تنهایی او در جهان است، جهانی که در واقع دامی بیش نیست.
کافکا در کرانه اثر هاروکی موراکامی
رمان «کافکا در کرانه» از برجستهترین کتابهای هاروکی موراکامی، نویسنده ژاپنی، در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. این رمان روایت دو داستان موازی و بسیار جذاب و به ظاهر بیربط از دو شخصیت متفاوت است.

شخصیت اول این رمان کافکا نوجوانی ۱۵ ساله و فراری از خانه و دومی پیرمردی به نام ناکاتا است. آثار موراکامی رنگ سوررئالیستی توأم با مضحکهای عبث دارد که مالیخولیا را در زندگی روزمرۀ طبقۀ متوسط می کاود.
تنهایی پرهیاهو اثر بهومیل هرابال
کتاب «تنهایی پرهیاهو» بهومیل هرابال نویسنده اهل چک در فاصله سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ نگاشته شده است. این کتاب داستان شخصیتی به نام هانتا است که، کار او خمیر کردن کتابها، دستههای گل و آثار نقاشی است. درنهایت پس از سی و پنج سال زندگی با کتاب و کلمه وقتی پای تکنولوژی و عصر جدید به میان میآید، کارایی او نادیده گرفته میشود.

بخش زیادی از هنر نویسنده در خلق «تنهایی پرهیاهو» متاثر از فضای کمونیستها بر کشور چک است؛ فضایی آکنده از یاس و نومیدی که گریبان انسان را گرفته، داستانی درباره جدال روح آدمی با خود. فضایی که در آن کامیون کامیون کتاب سوزانده یا خمیر میشود.
آدمکش کور اثر مارگارت آتوود
آدمکش کور نوشتهی مارگارت اتوود نویسندهی کانادایی است. از نظر منتقدان، آدمکش یکی از بهترین آثار مارگارت اتوود است. این کتاب در سال ۲۰۰۰ موفق به دریافت جایزه «بوکر» شد. پا به پای سرنوشت خانوادهای که جنگ مستقیم و غیرمستقیم بر بادش میدهد، مردی ناشناس برای زنی ناشناس به روایت داستانی سوررئالیستی نشسته است.

هر دو داستان در بزنگاهی باهم ترکیب میشوند و «آدمکش کور» را پدید میآورند. آتوود با کنار هم قرار دادن عناصری به ظاهر دور از هم، دنیایی سرشار از تصوراتی محسور کننده با تأثیری فراموش نشدنی خلق میکند.
باداب سورت چشمهٔ پلکانی تراورتنی بینظیر در ایران و کمنظیر در جهان، در سال ۱۳۸۷ پس از کوه دماوند به عنوان دومین میراث طبیعی ایران در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد که در روستای ارست از بخش چهاردانگهی شهرستان ساری واقع شده است. باداب به معنی آب گازدار و سورت به معنی شدت اثر است. تراورتن نوعی سنگ آهک متخلخل از دسته سنگهای رسوبی و تزیینی است که این سنگها به جای مانده از رسوبات چشمههای آب گرم هستند.
این باداب شامل چندین چشمه با آبهای کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پرآب دارای آب بسیار شور و استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است و در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته است. جریان آبهای رسوبی و معدنی این چشمهها طی سالها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و دهها حوضچهٔ پلکانی بسیار زیبا به رنگهای نارنجی، زرد و قرمز در اندازههای مختلف پدید آورده است.
زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشماندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسینبرانگیز و پرجاذبه است. این چشمهها به دلیل داشتن ساختار پیچیده زمینشناسی در بدترین شرایط خشکسالی پر آب بوده است. عدم مراقبت اساسی بویژه سهل انگاری گردشگران در بازدید از این چشمه طبیعی و ملی با پای گذاشتن بر لایهها موجب تخریب این مجموعه زیبا و بکر شده است.









مظلومیت امامحسین (ع)، اهلبیت و یاران شهیدش در واقعه عاشورا توسط نقاشان بسیاری در سراسر دنیا به تصویر کشیده شده است. البته قلم در توصیف و نمایش حوادث آن روز ناتوان است، اما یک نقاشی عاشورایی میتواند حرفهای زیادی را در یک نگاه به مخاطبش انتقال دهد. نقاشیهایی با موضوع ماه محرم و روز عاشورا کشیده شدهاند که در معروفترین و ارزشمندترین موزههای دنیا نگهداری میشوند.
از موزههای انگلیس بگیرید تا فیلادلفیای آمریکا و ... که تصاویر نابی از «نقاشیهای محرم و عاشورا» را در خود جای دادهاند. در مطلب امروز، شما را با معروفترین نقاشیهای محرمی و عاشورایی که در موزههای کشورهای مختلف جهان نگهداری میشوند آشنا میکنیم.
آخرین لحظات عمر بابرکت امامحسین (ع)

نام تابلو؟ عرش بر زمین افتاد
کجا نگهداری میشود؟ موزه هنرهای معاصر تهران
در میان نقاشان جوان ایرانی، حسن روحالامین از مهمترین نقاشان عاشورایی به حساب میآید؛ نگاه این هنرمند در خلق آثار عاشورایی بسیار خاص و ستودنی است و تابلوهای بسیاری در اندازههای بزرگ با مفهوم و مضمون عاشورا خلق کرده است. یکی از آنها، تابلویی با عنوان «عرش بر زمین افتاد» است که لحظات آخر عمر بابرکت سید و سالار شهیدان را به تصویر کشیده است.
او درباره شیوه خلق نقاشیهایش و اندازه آنها گفته: «در خلق آثار هنری، ایدههایی را که در ذهنم به وجود میآید اتودزنی میکنم و اگر بتوانم با آنها ارتباطی برقرار کنم به اتودزنی بیشتر میپردازم. وقتی میخواهیم یک موضوع پراهمیت را مطرح کنیم و حرف مهمی بزنیم که برایمان ارزش زیادی دارد، هیچ گاه آن را با صدای آرام به زبان نمیآوریم و من احساس میکنم اتفاق بزرگی، چون حماسههای دینی را نمیتوان در تابلویی با اندازه کوچک بیان کرد. اندازه و ابعاد از نظر من در تاثیرگذاری موضوعی که ورای یک اثر مطرح میشود، اهمیت زیادی دارد.»
عزاداری برای امامحسین (ع) در قرن هجدهم

نام تابلو؟ یادبود محرم
کجا نگهداری میشود؟ موزه هنر فیلادلفیا
این تابلو که در موزه هنر فیلادلفیا نگهداری میشود، توسط نقاش ناشناس هندی در اواخر قرن هجدهم کشیده شده است. روش طراحی این تابلو، نقاشی آبرنگ مات روی میکاست. اوایل تا اواسط قرن نوزدهم، هنرمندان هندی شروع به تولید انواع نقاشی روی ورقهای نازک و انعطافپذیر میکا برای بازار گردشگری استعماری کردند. این نوع نقاشیها به عنوان یک موضوع بسیار محبوب در جشنوارههای محلی محسوب میشدند.
در آن زمان هم مراسم یادبود محرم ماهی که در آن حضرت حسینبنعلی علیه السلام به شهادت رسید، با برگزاری مراسم و آیین روحانی، هر ساله برگزار میشد. با خلق آثاری در این باره، هنرمندان هندی تلاش میکردند تا زمینههای فرهنگی ناشناخته هند را برای مخاطبان اروپایی جذابتر کنند. هم اکنون این تابلوی نفیس در موزه شهر فیلادلفیا که پنجمین شهر پرجمعیت آمریکاست، نگهداری میشود و هر ساله گردشگران زیادی از سراسر دنیا از آن بازدید میکنند.
۵ پسر دور یک علم

نام تابلو؟ مراسم عزاداری محرم
کجا نگهداری میشود؟ موزه فرانسه
استفاده از علم در مراسم سوگواری و عزاداری برای سرور و سالار شهیدان در گذشته رواج زیادی داشته است. در این نقاشی که در یکی از معروفترین موزههای دنیا نگهداری میشود، پنج پسر را میبینیم که در اطراف یک علم پوشیده شده از پارچههای سبز و قرمز و پرهای قرمز و سفید جمع شدهاند تا یاد امام حسین (ع) را زنده نگه دارند. نکته جالب درباره پوشش بچهها، این است که همه پسرها عرقچین پوشیدهاند و سه نفر از آنها بالای پیراهنهای خود را برای عزاداری باز کردهاند. همچنین همگی کفشهای سفید پوشیدهاند.
رسم و رسوم تعزیهخوانی

نام تابلو؟ مراسم محرم
کجا نگهداری میشود؟ موزه «ویکتوریا آلبرت»
موزه «ویکتوریا آلبرت» بزرگترین موزه جهان از نظر هنرهای تزیینی و یکی از برترین موزههای جهان از نظر داشتن ذخایر غنی آثار هنری است. این موزه محل نگهداری بیش از ۴ میلیون و پانصد تابلوی نفیس با موضوعات گوناگون است. ۲ نقاشی با موضوع به تصویر کشیدن مراسم عزاداری در این موزه نگهداری میشود که آداب و رسوم هندیها برای زنده نگه داشتن یاد عاشورا در آنها به تصویر کشیده شده است.

هر دوی این نقاشیها توسط ۲ هنرمند مرشدآبادی طراحی شده، اما نام خالق این اثرها مشخص نیست. این تابلوها، حال و هوای یک محله هندی را در روز عاشورا نشان میدهد که در آن مسلمانان، یاد امام حسین (ع) و یارانش را با تعزیهخوانی و سوگواری گرامی داشتهاند.
تاثیرگذارترین نقاشی عاشورایی

نام تابلو؟ عصر عاشورا
کجا نگهداری میشود؟ موزه آستان قدس رضوی
تابلوی عصر عاشورا که توسط استاد فرشچیان خلق شده و همه ایرانیها با آن آشنا هستند، جزو بهترین و تأثیرگذارترین آثار نقاشی مرتبط با قیام حضرت سیدالشهدا علیهالسلام در دنیا محسوب میشود. این نقاشی در عاشورای سال ۱۳۵۵ به تصویر کشیده شده و موضوع این اثر، همانطور که پیداست مربوط به بازگشت مرکب بیسوار حسینبنعلی (ع) به سوی خیمهها در عصر عاشوراست. استاد محمود فرشچیان این اثر را با کیفیتترین در میان آثار خود میداند.
ایشان خاطره جالبی هم درباره این نقاشی بینظیر دارد: «سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلوی «عصر عاشورا» را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلویی شد که الان هست، بدون هیچ تغییری. الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه میکنم، میبینم اگر میخواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود میآمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم بعد از این همه سال، هربار که نگاهش میکنم گریهام میگیرد...». در خور ذکر است که این نقاشی نفیس در سال ۱۳۶۹ به موزه آستان قدس رضوی اهدا شد.
هر سال با فرا رسیدن ماه محرم، مرور سریالهای ماندگار و تماشای آنها یکی از جذابترین فعالیتها برای مخاطبان آثار تلویزیونی است. سریالهای مختلفی که اغلب آنها در دهه هشتاد و اوایل دهه نود روی آنتن تلویزیون رفتهاند و تعدادی از آنها در میان بهترین سریالهای تاریخ تلویزیون قرار گرفتهاند. نبود آثار شاخص مناسبتی این ماه در چند سال اخیر نشان میدهد تصمیمگیران سازمان صداوسیما و برنامهسازان تلویزیون رگ خواب مخاطب را از دست دادهاند و نتوانستهاند با قصههای مذهبی جذاب سریالهای جدیدی ویژه این ماه تولید کنند.
سریالهای ویژه محرم اغلب داستانهایی پرکشش در دل خود جا دادهاند، اما کم پیش میآید که کاراکتری از این سریالها در یادها بماند. در این مطلب کاراکترهای ماندگار سریالهای ماه محرم تلویزیون را معرفی میکنیم تا بدانید تعدادشان به سختی به انگشتان دو دست میرسد.
حیدر/ حسین یاری
سریال: شب دهم
کارگردان: حسن فتحی
حیدر خوشمرام یکی از جذابترین و ماندگارترین کاراکترهای سریالهای تاریخ تلویزیون ایران است. یک لات با معرفت که در دوران رضاخان بر اثر اتفاقی عاشق دختر قجری پولدار و وابسته به دربار میشود و سعی میکند دل او را برای ازدواج به دست آورد.

اما شرط دختر که فخرالزامان نام داشت، شرطی عجیب بود! او شرط میگذارد که حیدر باید ده شب تعزیه اجرا کند تا از فخرالزامان پاسخ مثبت بگیرد. حیدر برای رسیدن به فخرالزمان نه شب تعزیه را به کمک دوستان خود و به دور از چشم ماموران امنیتی اجرا میکند، اما در شب دهم اتفاقی ناگوار رخ میدهد.
حسین یاری که همیشه فردی بیحاشیه و توانمند در سینما و تلویزیون ایران محسوب میشود، با این نقش اوج بازیگری خود را نشان داد و خود را به عنوان بازیگری ششدانگ و حرفهای به همگان ثابت کرد.
فخرالزمان / کتایون ریاحی
سریال: شب دهم
کارگردان: حسن فتحی
فخرالزمان سریال «شب دهم» هم از آن نقشهای درخشان و بهیادماندنی است که کتایون ریاحی ایفای آن را برعهده داشته و میتوان گفت مخاطبان ریاحی را بیشتر با این نقش و نقش زلیخا در سریال «یوسف پیامبر» به یاد دارند. کتایون ریاحی در این مجموعه به خوبی نقش دختری اصل و نسبدار و قجری را که دل در گرو حیدر خوشمرام دارد را به تصویر کشید.

پسری از طبقه فرهنگی دیگر که به هیچوجه با خانواده او اشتراکات و تشابهی نداشت و همین مسئله، زیبایی این رابطه عاشقانه را دوچندان میکرد.
یاور / پرویز فلاحی پور
سریال: شب دهم
کارگردان: حسن فتحی
امکان ندارد صحبت از سریال ماندگار «شب دهم» به میان بیاید و کاراکترهایش در میان شخصیتهای ماندگار سریالهای محرم قرار نگیرند. یاور با بازی فوقالعاده و بهیادماندنی پرویز فلاحیپور، هنوز هم در ذهن تمام علاقهمندان سینما و تلویزیون مانده است.یک لات کوچه بازاری که رفاقت را در حق حیدر تمام میکرد و در تمام لحظات سخت کنار او بود تا حیدر به عشقش فخرالزمان برسد.

در کنار این، رابطه عاشقانه فلاحیپور با کاراکتر عفت (با بازی اکرم محمدی) هم بسیار شیرین و جذاب از آب درآمده بود که نشان از شناخت کامل فلاحیپور از ابعاد مختلف شخصیتی کاراکتر یاور داشت. پرویز فلاحیپور بعدها در سریال «شهرزاد» شخصیت نصرت را ایفا کرد که کاراکتری مشابه یاور بود، اما با ریزهکاریها و جزئیات بسیار متفاوت و همین سبب شد آنجا هم یکی از کاراکترهای جذاب و دیدنی «شهرزاد» و کارنامه کاری خودش را در همکاری با حسن فتحی بسازد.
حمیرا / سارا خوئینیها
سریال: معصومیت از دسته رفته
کارگردان: داوود میرباقری
سارا خوئینیها که این روزها از سینما و تلویزیون دور شده و کمتر پیش میآید در فیلم یا سریالی او را ببینیم، زمانی در روزهای آغازین فعالیت حرفهای خود میان تعداد زیادی از بازیگران بزرگ حضوری بسیار درخشان داشت و توانست برای بازی در نقش حمیرا تحسین منتقدان و مخاطبان را برانگیزد.
حمیرا زنی عشوهگر و دلفریب بود که با از راه به در کردن شوذب، او را از امام علی (ع) دور میکرد و به سمت خدمتگذاری امویان سوق میداد. خوئینیها که گریم یک زن یهودی به درستی و زیبایی روی چهره او نشسته بود، با هدایت داوود میرباقری و با توانمندی خارقالعادهاش توانست یکی از بهترین شخصیتهای ماندگار سریالهای ماه محرم را خلق کند.
شوذب / امین تارخ
سریال: معصومیت از دست رفته
کارگردان: داوود میرباقری
امین تارخ که استاد تعداد زیادی از بازیگران موفق و مطرح این روزهای سینمای ایران بوده، نیازی به معرفی ندارد. این بازیگر بزرگ در سریال «معصومیت از دست رفته» نقش شوذب را بازی میکرد و به خوبی احوالات شخصیتی که بر سر دوراهی خیر و شر قرار گرفته بود را به نمایش میگذاشت.

شوذب از یاران امام علی (ع) بود و با حضور حمیرا در زندگیاش و نفوذ این زن فریبکار در دل و جان او، به حضرت علی (ع) پشت میکرد و خزانه دار کوفه و امویان میشد. میرباقری به زیبایی و با جزئیات، شوذب را در فیلمنامه میان عشق دو زن ترسیم کرده بود و امین تارخ با هنرمندی تمام این کاراکتر را به شکل تحسینبرانگیری ایفا کرد.
دنیل / پارسا پیروزفر
سریال: سفر سبز
کارگردان: محمدحسین لطیفی
پارسا پیروزفر در طول دوران بازیگریاش فقط در چهار سریال بازی کرده است و اصولا علاقهای به حضور در سریالها ندارد. اما هر چهار سریال جزو ماندگارترینها هستند. پیروزفر در سریال «سفر سبز» نقش جوانی به نام «دنیل وسبرگ» را بازی میکرد که در کودکی توسط خانوادهای آلمانی به فرزندخواندگی گرفته شده است و حالا که بزرگ شده، متوجه میشود اصالتش اهل ایران و خانوادهاش ایرانی هستند.

او به ایران سفر میکند تا خانوادهاش را پیدا کند و در این مسیر با ماجراهای مختلفی رو به رو میشود. با اینکه «سفر سبز» فیلمنامه، کارگردان و عوامل کاربلدی داشت، اما پارسا پیروزفر به عنوان شخصیت محوری داستان نقشی کلیدی در ماندگار شدن این سریال و نقش «دنیل» دارد. او به خوبی حس فرد ایرانی که سالها در آلمان بزرگ شده را به بیننده القا میکرد.
حاج رضا / امین تارخ
سریال: سفر سبز
کارگردان: محمدحسین لطیفی
باز هم یک سریال محرمی دیگر و باز هم امین تارخ! تارخ در این سریال نقش یک فرد مومن و خیر را بازی میکرد. او سعی میکرد در حد توان دستگیر نیازمندان باشد و به آنها کمک کند. او بر اثر یک اتفاق با دنیل (شخصیت اصلی این سریال که به دنبال پدر و مادرش بود) آشنا میشد و تلاش میکرد برای یافتن حقیقت به دنیل کمک کند.

ماندگارترین سکانس امین تارخ در این سریال، مربوط به اواخر سریال است که در زیر باران و در پشت بام از خدا گله میکرد و از او میخواست بینایی دختر نابینای مسیحی را به او برگرداند و معجزه را نشانش دهد. حاج رضا یکی از شخصیتهای فرعی سریال «سفر سبز» بود، اما با بازی درخشان امین تارخ بسیار ماندگار شد.
پریدخت / لیلا حاتمی
سریال: پریدخت
کارگردان: سامان مقدم
کم پیش میآید که لیلا حاتمی در یک سریال تلویزیونی بازی کند. گواه این مدعا، فاصله هشت ساله بین دو اثر تلویزیونی او به نامهای «کیف انگلیسی» و «پریدخت» است. البته که بعد از «پریدخت» هم حاتمی در تلویزیون ظاهر نشده است. این سریال ماجرای زندگی دختری به نام پریدخت در بحبوحه وقایع مسجد گوهر شاد بود که دو خواستگار داشت؛ یکی نادر با بازی علی مصفا و دیگری نصرت با بازی کامبیز دیرباز.

نقش پریدخت را لیلا حاتمی بازی میکرد. او دختر یکی از تاجران سرشناس شهر بود و بین دو راهی عقل و عشق قرار گرفته بود. بازی لیلا حاتمی در این سریال هم مانند سایر آثار عاشقانهاش چشمنواز و هنرمندانه بود و همین توانست مخاطبان زیادی را با این مجموعه همراه کند.
ژوبین / پوریا پورسرخ
سریال: وفا
کارگردان: محمدحسین لطیفی
در سال ۱۳۸۵ که نوروز باستانی با ماه محرم مصادف شده بود، شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران سریالی به کارگردانی محمدحسین لطیفی پخش کرد. این سریال که «وفا» نام داشت، یک بازیگر جوان را به عنوان نقش اول سریال رو کرد و بعد از پخش چند قسمت کاراکتر ژوبین با بازی پوریا پورسرخ به محبوبیت فوقالعادهای رسید.

پورسرخ که برای اولین بار در سریال «فرار بزرگ» به کارگردانی لطیفی نقش کوتاهی را بازی کرده بود، در سریال «وفا» نقش اصلی را برعهده داشت و توانست یک شبه ره صدساله را طی کند. ژوبین یک جاسوس اسرائیلی علیه ایران بود که به واسطه تحصیل در لبنان، عاشق همکلاسیاش وفا شده بود و ماجراهای جذاب و نفسگیری در طول قصه عاشقانه این دو نفر رخ میداد.
وفا / هانیه توسلی
سریال: وفا
کارگردان: محمدحسین لطیفی
«وفا» یکی از خاطرهانگیزترین سریالهای تلویزیون است. ماجرای عاشقانه پسری یهودی و دختری مسلمان! هانیه توسلی با اینکه نسبت به پوریا پورسرخ شناخته شدهتر بود، اما به شکلی ایفای نقش میکرد که رابطه عاشقانه ژوبین و وفا به شکل باورپذیری به مخاطبان القا شود.

توسلی در اجرای این نقش تسلط بسیار خوبی هم بر زبان عربی داشت و با شخصیتپردازی درستی که برای کاراکتر او در فیلمنامه انجام شده بود، توانست در ایفای نقش وفا بسیار موفق ظاهر شود.
بانو / فریبا کوثری
سریال: بانو
کارگردان: فرید سجادی حسینی
فریبا کوثری که سابقه زیادی در ایفای نقشهای تلویزیونی دارد، در سریال «بانو» نقش کاراکتری متفاوت و تاثیرگذار را بازی میکرد. داستان این مجموعه درباره شخصیتی به نام ملک خاتون (ملقب به بانو) بود که بیست سال پس از اینکه ظلم و ستم بر او روا شده بود، برمیگردد تا انتقام بگیرد و در این مسیر افراد زیادی درگیر این ماجرا میشوند.

کوثری در سریالهای «معصومیت از دست رفته» و «مختارنامه» هم درخشان ظاهر شده است، اما هیچکدام از نقشآفرینیهایش به قدرت و تاثیرگذاری بانو نمیرسد.
مختار / فریبرز عرب نیا
سریال: مختارنامه
کارگردان: داوود میرباقری
مختار هم یکی دیگر از شخصیتهای ماندگار سریالهای محرم محسوب میشود. «مختارنامه» جزو سریالهای تماشایی و فاخر تلویزیون است که البته از بس بازپخش شده و امسال هم قرار است تکرار بشود که دیگر بسیاری از مخاطبان سکانسهای آن را حفظ شدهاند. در این سریال فریبرز عربنیا با صدای ویژه خود ایفاگر نقش مختار ثقفی است و خیلیها عربنیا را که زمانی سوپراستار سینمای ایران بود، با نام مختار و با این نقش میشناسند.

داستان «مختارنامه» درباره زندگی مختار ثقفی است که با زندگی و خلافت دو تن از امامان شیعه یعنی حضرت امام حسن مجتبی (ع) و امام حسین (ع) گره خورده است و در نهایت با قیام مختار در جهت احقاق حق و خونخواهی امام حسین (ع) علیه خلفای اموی پایان مییابد. عربنیا در طول پنج سال آنقدر برای خلق مختار تلاش کرد که پس از بازی در این نقش، این بازیگر احوالات دیگری پیدا کرد و در کمتر کاری حضور یافت تا تصویر مختار برای مخاطبان جاودانه بماند.
کلام آخر
در این مطلب سعی کردیم به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، تعدادی از شخصیتهای ماندگار سریالهای محرم را برای شما یادآوری کنیم تا ضمن خاطره بازی با این سریالها و کاراکترها، اگر تمایل داشتید مجددا به تماشای این آثار بنشینید. البته علاوه بر کاراکترهای مذکور، شخصیتهای سریالهای محرمی دیگری هم وجود دارند که در زمان پخش توانستهاند ارتباط بسیار خوبی با مخاطبان بگیرند و در ذهن بینندگان تلویزیونی ماندگار شوند.
خواهم ز خدا که بی ولایم نکند
غرق گنهم ولی رهایم نکند
یک خواسته دارم از تو حسین
در هر دو جهان از تو جدایم نکند.
امام كاظم علیه السلام:چون ماه محرم ميرسيدپدرم ديگرخندان نبود،اندوه ازچهره اش نمايان و اشك برگونه اش جاري
این خبر را برسانید به کنعانی ها
بوی پیراهن خونین کسی می آید.
السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین به یاد کسانی که بر گردن ما حق دارند ونیستند.