اشعار خیام
شادي بطلب که حاصل عمر دمي است
هر ذره ز خاک کيقبادي و جمي است
♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥
شادي بطلب که حاصل عمر دمي است
هر ذره ز خاک کيقبادي و جمي است
شکر خدا که نام علی (علیه السلام) در اذان ماست.
به خاطر بیاور ابلیس
به خاطر بياور هنگامي را كه پروردگارت به ملائكه گفت: من بشري را از گل ميآفرينم.پس آن گاه که او را به خلقت کامل بياراستم و از روح خود در او بدميدم بر او به سجده در افتيد.پس همه فرشتگان يكسره سجده كردندمگر ابليس که غرور و تکبر ورزيد و از زمره کافران گرديد.فرمود اى ابليس چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى آيا تکبّر کردي يا از بلند مرتبه گاني؟گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفريده اي و او را از گل.خدا فرمود اينک از اين جايگاه بيرون رو که تو سخت رانده درگاه ما شدي.و بر تو لعنت من تا روز جزا حتمي و محقّق است.عرض كرد: پروردگار من! مرا تا روزي كه انسانها برانگيخته ميشوند مهلت ده.تو از مهلت داده شدگاني.تا روز معيّن و وقت معلومشيطان گفت: به عزّت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد.مگر بندگان خالص تو از ميان آنها.فرمود: به حق سوگند، و حق ميگويم.كه جهنم را از تو و پيروانت همگي پر خواهم كرد.
دارد غلط درون لغتنامه ی دهخدا
باید نوشت رو به روی عشق،کربلا
السلام علیک یا اباعبدالله
و علی الارواح التی حلت بفنائک

اتل متل خرابه
اینجا یه بچه خوابه
هم بدنش کبوده
هم جگرش کبابه...
اتل متل اسیری
سیلی و سربه زیری
کی تا حالا شنیده؟
سه سالگی و پیری...
اتل متل سه ساله
این همه آه و ناله
این دختر از ضعیفی
هنوز یه پا نهاله...
اتل متل بیابون
کویر و دشت و هامون
بس که پیاده رفتیم
تاول زده پاهامون...
اتل متل بهونه
بابا چه مهربونه
وقتی دلم میگیره
برام قرآن می خونه...
اتل متل گل یاس
مهر و وفا و احساس
دلم گرفته امشب
به یاد عمو عباس...
اتل متل یتیمی
خدا، چقدر کریمی
دادی بهم تو غربت
یه عمهی صمیمی...
اتل متل شب و تب
سینه ز غم لبالب
دلم میسوزه خیلی
به حال عمه زینب...
اتل متل چه خوب شد
بالاخره غروب شد
قسمت عمه امروز
توهین و سنگ و چوب شد...
اتل متل سه روزه
عمه گرفته روزه
عمه چقدر غریبه
خیلی دلم می سوزه...
اتل متل خبردار
تو چنگ دشمن انگار
مثل یه شیر زخمی
عمه شده گرفتار...
اتل متل خدایا
تو این همه بلایا
عمه مظلومه ام
چیا کشید خدایا
چندروزدگرمانده ڪہ بااشڪ بگوییم اے اهڸ حرم "میروعلمدار"نیامد...

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
نخست موعظه پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید.
حافظ شیرازی
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود؟
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود؟
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای؟
این چنین طراریت با من مسلم کی شود؟
عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود؟
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود؟
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود
خلوتی میبایدم با تو زهی کار کمال
ذرهای همخلوت خورشید عالم کی شود
نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
عطار
هي چنگ مي زد ، چنگ مي زد ، چنگ مي زد
چنگيز چشمانش که دم از جنگ مي زد
مي آمد و سرسبزي ام را سرخ مي کرد
با خون من لب هاي خود را رنگ مي زد
يک آسمان آيينه با خود داشت اما
بر عکس آن آيينه ها نيرنگ مي زد
آهسته آهسته قدم مي ريخت در شهر
دل - شيشه هاي عابران را سنگ مي زد
با اين که نام از شهر " عشق - آباد " هم داشت
در عشق بازي ها کميتش لنگ مي زد
اي کاش ! دست از دشمني مي شست ، اي کاش !
دستي به من مي داد و قيد جنگ مي زد.
حنظله رباني