••• آسمانه

♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥

شعر

 

داشت يوسف را به مشتي خاک عالم مي فروخت

نرگس آتش پرستي داشت شبنم مي فروخت

با همان چشمي که مي زد زخم ، مرهم مي فروخت

زندگي چون برده داري پير ، در بازار عمر

داشت يوسف را به مشتي خاک عالم مي فروخت

زندگي اين تاجر طماع ناخن خشک پير

مرگ را همچون شراب کهنه کم کم مي فروخت

در تمام سالهاي رفته ، بر ما روزگار

شادماني مي خريد از ما و ماتم مي فروخت

من گلي پژمرده بودم در کنار غنچه ها

گلفروش اي کاش با آنها مرا هم مي فروخت.

 

فاضل نظري

+ نوشته شده در یکشنبه 03 آبان 1394 ساعت 14:34 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


ماه محرم

+ نوشته شده در شنبه 02 آبان 1394 ساعت 16:59 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


شعر

 

مرا ببخش اگر که سلام يادم رفت

خراب روي تو بودم کلام يادم رفت

مرا ببخش اگر که ز راه آمدي و

به پيش پاي تو آقا قيام يادم رفت

مرا ببخش اگر بي مقدمه خواندم

جسور عشق شدم احترام يادم رفت

مرا ببخش اگر که زدم به بيراهه

هر آنچه بود به ذهنم تمام يادم رفت

مرا ببخش اگر با وجود پاکي تو

گهي تباه شدم تا حرام يادم رفت

مرا ببخش نماندم به پاي عهد سحر

دل جنون زده ي صبح و شام يادم رفت

مرا ببخش اگر دل به ديگري دادم

غم حسين عليه السلام يادم رفت ...

+ نوشته شده در جمعه 01 آبان 1394 ساعت 11:52 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


ماه محرم

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 10:59 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


زندگینامه پیامبران

 

خضر نبی در عصر خلافت ابوبكر، حضرت امام علي عليه‏السلام به همراه فرزند بزرگوارش حضرت امام حسن عليه‏السلام و سلمان فارسي، در مسجد الحرام -كنار كعبه- نشسته بودند. ناگاه، مردي خوش قامت، كه لباس‏هاي زيبا پوشيده بود، نزديك آمد و به حضرت امام علي عليه‏السلام سلام كرده، در محضر آن حضرت نشست و چنين گفت: اي اميرالمومنين! من از شما سه مساله مي پرسم، اگر شما پاسخ آنها را داديد، مي فهمم كه آنها حق شما را غصب كردند و دنيا و آخرت خود را تباه ساخته‏اند-و تو بر حق هستي- وگرنه، آنها و شما در يك سطح و با هم برابر هستيد. امام علي عليه‏السلام فرمود: آنچه مي خواهي بپرس. مرد ناشناس گفت: 1. به من خبر بده، وقتي كه انسان مي خوابد، روحش به كجا مي رود؟ 2. انسان چگونه چيزي را به ياد مي آورد و چيزي را فراموش مي كند؟ 3. افراد چگونه به دايي يا عموي خود شباهت پيدا مي كنند؟ در اين هنگام، امام علي عليه‏السلام به فرزند بزرگوارش، امام حسن عليه‏السلام متوجه شد و فرمود: اي ابامحمد! پاسخ اين مرد را بده! امام حسن مجتبي عليه‏السلام به مرد ناشناس رو كرد و پاسخ او را اين چنين بيان كرد: 1. انسان هنگامي كه مي خوابد، روح او - منظور، مرحله‏اي از روح است، نه روح كامل - به باد مي پيوندد و آن باد به هوا آويخته مي شود، تا هنگامي كه بدن انسان براي بيدار شدن، حركت مي كند. در اين هنگام، خداوند به روح اجازه مي دهد تا به پيكر صاحبش بازگردد. پس از اين اجازه، آن روح، باد را و باد هوا را جذب كرده و روح به پيكر صاحبش بازمي‏گردد و در آن آرام مي گيرد. و اگر خداوند به روح اجازه‏ي بازگشت نداد، هوا باد را و باد روح را جذب كرده و تا روز قيامت، روح به پيكر صاحبش باز نمي گردد.

 

2. در مورد يادآوري و فراموشي، از اين جهت است كه قلب انسان، براساس حق قرار دارد و روي حق، طبقي افكنده شده است. اگر انسان در اين هنگام صلوات بر محمد و آلش صلي الله عليه و آله فرستاد، آن طبق از روي حق برداشته شده و قلب روشن مي شود و انسان مطلب فراموش شده را به ياد مي آورد. و اگر صلوات كامل نفرستاد، آن طبق بر روح حق پرده مي افكند و در نتيجه قلب تاريك شده و انسان در ميان فراموشي مي ماند. 3. در مورد شباهت نوزاد به دايي يا عموي خود، از اين جهت است كه هنگامي كه مرد با آرامش خاطر با همسرش آميزش كرد و در اين حال، نطفه‏ي فرزند منعقد گرديد، آن فرزند به پدر و مادرش شباهت پيدا مي كند. و اگر او، با پريشاني و اضطراب با همسرش آميزش نمود و در اين حال نطفه‏ي فرزند منعقد گرديده، آن فرزند، به دايي يا عمويش شباهت پيدا مي كند. مرد ناشناس كه در مورد پاسخ سه سوال، خود را به طور كامل قانع شده يافته بود، برخاست و به طور مكرر، به يكتايي خدا و رسالت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و وصايت حضرت امام علي عليه‏السلام و ساير امامان معصوم - عليهم السلام - تا حضرت قائم عليه‏السلام گواهي داد و از آنجا رفت. حضرت امام علي عليه‏السلام، به فرزند بزرگوارش، امام حسن عليه‏السلام، فرمود: به دنبال اين مرد ناشناس برو و ببين كه او به كجا مي رود. امام حسن عليه‏السلام به دنبال مرد ناشناس حركت كرد. او را ديد كه از مسجد بيرون رفت و در همين هنگام از نظرها غايب شد. امام حسن عليه‏السلام نزد پدر بزرگوارش حضرت امام علي عليه‏السلام بازگشت و از غايب شدن مرد ناشناس خبر داد. امام علي عليه‏السلام از امام حسن عليه‏السلام پرسيد: آيا دانستي كه او چه كسي بود؟ امام حسن عليه‏السلام پاسخ داد: خدا، رسول خدا صلي الله عليه و آله و اميرمومنان عليه‏السلام آگاه ترند. حضرت امام علي عليه‏السلام فرمود: او حضرت خضر عليه‏السلام بود.

+ نوشته شده در سه‌شنبه 28 مهر 1394 ساعت 10:28 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


داستان

 

بعد از خوردن غذا بيل گيتس 5 دلار به عنوان انعام به پيش خدمت دادپيشخدمت ناراحت شد بيل گيتس متوجه ناراحتي پيشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقي افتاده؟ پيشخدمت : من متعجب شدم بخاطر اينکه در ميز کناري پسر شما 50 دلار به من انعام داد در درحالي که شما که پدر او هستيد و پولدار ترين انسان روي زمين هستيد فقط 5دلار انعام مي دهيد ! گيتس خنديد و جواب معنا داري گفت : او پسر پولدار ترين مرد روي زمينه و من پسر يک نجار ساده ام.بیل گیتس

+ نوشته شده در سه‌شنبه 28 مهر 1394 ساعت 10:24 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


اشعار خیام

 

در کارگه کوزه گري کردم راي

بر پله چرخ ديدم استاد بپاي

مي کرد دلير کوزه را دسته و سر

از کله پادشاه و از دست گداي

+ نوشته شده در دوشنبه 27 مهر 1394 ساعت 16:39 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


جملات امام حسین

هيچ امري را نپذير مگر آنکه خودت را شايسته آن بداني • جملات امام حسين

+ نوشته شده در دوشنبه 27 مهر 1394 ساعت 16:34 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


لطیفه های قرآنی

پيامبر زن

در زمان خلافت الواثق باللّه، زنى را به جرم ادعاى نبوّت، دستگير كردند و به نزد خليفه بردند. خليفه پرسيد: «آيا تو قبول دارى كه محمّد بن عبدالله صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله پيامبر و فرستاده خداست؟» گفت: «بله». خليفه گفت: «مگر ايشان نفرموده‏ اند كه لا نَبِىَّ بَعْدى». زن گفت: «آرى، ولى ايشان نگفتند: لا نَبِيةَ بَعْدى».

+ نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 18:03 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


مطالب مذهبی

اصالت

سلمان فارسي که اول گبر بود و بعد مسيحي شد آنقدر مقامش بالا مي رود که مي شود " سلمان منّا اهل البيت " و عموي پيغمبر که نوه ي هاشم بود و همه ي فرزندان هاشم هم سيد بودند ولي به عموي پيامبر " تبت يدا ابي لهب و تب " گفته مي شود. فرق نمي کند فرزند عبدالمطلب باشد، برادر عبدالله پدر پيغمبر باشد و عموي پيغمبر، قرآن با صراحت اينطوري خطاب مي کند. در بين فرزندان ائمه (عليهم السلام) هم افرادي داريم که گرچه ممکن است بعدا تائب وخوب شدند مثل جعفر کذاب ، اما نمي شود گفت چون فرزند پيغمبر بوده لزوماً بايد مومن باشد..

+ نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 18:01 توسط asmane |  ارسال نظر(0)