••• آسمانه

♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥

شعر

 

 سمت چشمان تو يک پنجره باشد کافيست
چشم من خيره به آن منظره باشد کافيست
تو به من خيره شوي، من به تبسم هايت
خنده بر روي لبت يکسره باشد کافيست
فاصله،دفتر تقدير مرا پُر کردست
سهم من چند ورق خاطره باشد کافيست
گريه خوبست ولي فکر غرورم هستي؟
بغض دل پشت همين حنجره باشد کافيست
گفتي از فاصله ها خسته شدي درد بس است
خواستي بسته شود پنجره؟
باشد....کافيست
حميدرضا دولتي (معراج )
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر 1398 ساعت 22:52 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


شعر

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

 
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
 
 
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
 
 
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
 
 
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
 
 
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
 
 
آشنایی نه غریب است که دلسوز من است
 
 
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
 
 
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
 
 
خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت
 
 
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
 
 
همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
 
 
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
 
 
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
 
 
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی
 
 
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت.
 
 
حافظ
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر 1398 ساعت 22:50 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


اشعار خیام

     قرآن كه مهيـــــــــــن كلام خوانند آن را      
گه گاه نه بر دوام خواننـــــــــــد آن را 
                                                           بر گرد پيـــــــــاله آيتي هست مقيــــم
                                                           كاندر همه جا مـــــــدام خواننــد آن را
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر 1398 ساعت 22:20 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


لطیفه های قرآنی

 فرار از درس

علامه حلي رحمه الله در دوران طفوليت، نزد دائي‌‌اش مرحوم محقق حلي رحمه الله درس مي‌‌خواند.نقل است كه گاهي شيطنت كودكانه علامه گل مي‌‌كرد و از پاي درس فرار مي‌‌كرد. محقق نيز به دنبال او راه مي-افتاد تا او را بگيرد؛ ولي همين كه به علامه نزديك مي‌‌شد، علامه آيه سجده را مي‌‌خواند و محقق به سجده مي افتاد، - علامه نيز كه كودك بود و بر خودش سجده واجب نبود، - فرصت را غنيمت مي‌‌شمرد و پا به فرار مي گذاشت.
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر 1398 ساعت 22:09 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


نیمه شعبان

 اي مدني‏ برقع و مکي نقاب
سايه ‏نشين، چند بود آفتاب
منتظران را به ‏لب آمد نفس
اي ز تو فرياد به فرياد رس

میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت ، امام عصر و الزمان مبارک . .

 

 

خیزید حضور پسر فاطمه امشب 

لبیک بگویید به مهدی همه امشب
 
 
 
 
سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلى زیبا 
گلى کز بوى دلجویش، جهان پیر شد برنا
به صبح نیمه شعبان تجلّى کرد خورشیدى 
که از نور جبینش شد، منوّر دیده زهرا
عید بر شما مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر 1398 ساعت 18:03 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


جملات زیبا

 موندنی راهشو و رفتنی بهانشو پیدا میکنه

+ نوشته شده در جمعه 21 تیر 1398 ساعت 17:01 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


داستان

روزي امير المؤمنين عليه السلام در حالي که در منزل غذاي کافي را نداشتند از خانه بيرون آمدند و دنبال کار رفتند. به نخلستان هاي اطراف مدينه سر زد تا ببيند کارگر نمي خواهند، کسي کارگر نمي خواست، بازار کار کساد بودحضرت از مدينه بيرون آمدند،  ديدند خانمي کنار باغي ايستاده دائم به اين طرف و آن طرف نگاه مي کندحضرت پرسيد: خانم دنبال چه مي گردي؟عرض کرد: کارگر مي خواهم ديوار باغ فرو ريخته ، حيوانات و کودکان مي آيند خرما ها را مي برند کارگري مي خواهم که تا شب اين ديوار را درست کند.حضرت فرمودند:من درست مي کنم. وارد باغ شدند و تا آخر شب خودشان با سطل از چاه آب کشيده و گل درست کردند و ديوار را تعمير کردندآخر وقت صاحب باغ گفت: آقا! با شما طي نکرده بودم ولي خرما هست، هر چقدر مي خواهيد خرما برداريدمقداري خرما به حضرت امير عليه السلام داد، آن حضرت با خوشحالي خرما را به خانه آوردند و با خانواده استفاده کردند.عارنداشتن ازکار
+ نوشته شده در جمعه 14 تیر 1398 ساعت 19:09 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


اس ام اس

ما فقط یکبار زندگی میکنیم ، فرصت اشتباه کردن نداریم.

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 13 تیر 1398 ساعت 22:05 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


سخنان امام حسن عسگری

رِيـاضـَةُ الْجـاهـِلِ وَرَدُّ الْمـُعـْتـادِ عـَنْ عـادَتـِهـِ كَالْمُعْجِزِ؛ فـرمـود: رام كـردن و تـربـيـت شـخـص جـاهـل و بـرگـردانـيـدن صـاحب عادت را از عادتش ‍ مثل معجزه است•سخن امام حسن عسكرى

+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر 1398 ساعت 18:01 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


شعر

جمعه ها دلسرد اما بی حضور روی تو
میکشم بالی به امید وصال کوی تو
میکنم ترسیم با زیبا ترین نقش خیال
یک جهان اندیشه فرشی تار و پودش موی تو
هرگلی زیبا ترینش میکنم شامه نواز
کل عالم گر گلستان کی رسد بر بوی تو
روزگاران گر به دستانم دهد افسار باد
میخرامانم چنان تا خود رسانم سوی تو
خویشتن را آن چنان نزدیک کویت می کنم 
تا که شاید من بگیرم اندکی از خوی تو
وین هویدا باشد آنکس کند که قصد طهار
لاجرم باید بشوید خود به آب جوی تو
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر 1398 ساعت 14:55 توسط asmane |  ارسال نظر(0)