••• آسمانه

♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥

مشورت در قرآن

*پس آنچه به شما داده اند، متاع زندگي دنياست، و آنچه نزد خداست، براي کساني که ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توکل مي کنند، بهتر و پايدارتر است.

*و کساني که از گناهان بزرگ و از کارهاي زشت دوري مي کنند و هنگامي که خشم مي گيرند، راه چشم پوشي و گذشت را برمي گزينند؛
*و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در ميان خودشان بر پايه مشورت است و از آنچه روزي آنان کرده ايم، انفاق مي کنند؛
+ نوشته شده در یکشنبه 08 مهر 1397 ساعت 12:32 توسط asmane |  ارسال نظر(1)


قرآن

*آيا به کساني که بهره اي اندک از کتاب به آنان داده شده ننگريستي که به سوي کتاب خدا خوانده مي شوند تا در ميان آنان داوري کنند؟ سپس گروهي از آنان در حالي که اعراض کننده اند، روي مي گردانند.

*اين براي مردم، بيانگر و براي پرهيزکاران، سراسر هدايت و اندرز است.
* آيا به قرآن نمي انديشند؟ چنانچه از سوي غير خدا بود، همانا در آن اختلاف و ناهمگوني بسياري مي يافتند.
*و هنگامي که خبري از ايمني و ترس به آنان رسد، آن را منتشر مي کنند، و اگر آن خبر را به پيامبر و اولياي امورشان ارجاع مي دادند، درستي و نادرستي اش را در مي يافتند؛و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، يقيناً همه شما جز اندکي، از شيطان پيروي مي کرديد.
*و ما اين کتاب  را به درستي و راستي به سوي تو نازل کرديم در حالي که تصديق کننده کتاب هاي پيش از خود و نگهبان و گواه بر آنان است؛ پس ميان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوري کن، و سرپيچي از حقّي که به سوي تو آمده از هواهاي نفساني آنان پيروي مکن. براي هر يک از شما شريعت و راه روشني قرار داديم. و اگر خدا مي خواست همه شما را امت واحدي قرار مي داد، ولي مي خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند؛ پس به سوي کارهاي نيک بر يکديگر پيشي گيريد. بازگشت همه شما به سوي خداست؛ پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف مي کرديد، آگاه مي کند.
*و هيچ جنبنده اي در زمين نيست، و نه هيچ پرنده اي که با دو بال خود پرواز مي کند، مگر آنکه گروه هايي مانند شمايند؛ ما چيزي را در کتاب فروگذار نکرده ايم، سپس همگي به سوي پروردگارشان گردآوري مي شوند.
*کساني که آيات ما را تکذيب کردند، کرها و لال هايي فرو رفته در تاريکي هاي جهل و گمراهي اند؛ خدا هر که را بخواهد گمراه مي کند، و هر که را بخواهد بر راه راست قرار مي دهد.
*و به وسيله اين قرآن کساني را که از محشور شدن به سوي پروردگارشان مي ترسند، هشدار ده که آنان را  جز خدا سرپرست و شفيعي نخواهد بود؛ باشد که بپرهيزند.و اين گونه آيات را بيان مي کنيم تا راه و رسم گناهکاران آشکار گردد.
* و اين کتابي است پرفايده، که ما آن را نازل کرديم، تصديق کننده کتاب هاي آسماني پيش از خود است، و براي اين است که مردم مکه و کساني را که پيرامون آنند بيم دهي؛ و آنان که به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مي آورند، و آنان همواره بر نمازشان محافظت مي کنند.
*اين چنين، آيات را به صورت هاي گوناگون بيان مي کنيم، يکي اينکه منکران با متهم کردن تو که اين آيات را از ديگران فرا گرفته اي، شقاوت خود را کامل کنند و ديگر اينکه آن را براي گروهي که دانايند، روشن سازيم.
*آيا جز خدا حاکم و داوري بطلبم؟! در حالي که اوست که اين کتاب آسماني را که به تفصيل بيان شده به سوي شما نازل کرد؛ و اهل کتاب مي دانند که اين کتاب از سوي پروردگارت به درستي و راستي نازل شده؛ پس از ترديدکنندگان مباش. و سخن پروردگارت از روي راستي و عدل کامل شد، سخنان او را تغيير دهنده اي نيست؛ و او شنوا و داناست.
*و راه راست پروردگارت همين است ما آيات را براى گروهى كه پند مى‏ گيرند به روشنى بيان نموده‏ ايم.
*و اين کتابي پرفايده است که ما آن را نازل کرديم پس آن را پيروي کنيد و بپرهيزيد تا مشمول رحمت شويد.تا نگوييد كه كتاب آسمانى فقط بر دو طايفه پيش از ما نازل شده است، و ما از قرائت و تلاوت آنان بى‏خبر بوده‏ايم‏.يا نگوييد: اگر کتاب آسماني بر ما نازل مي شد، مسلماً از آنان راه يافته تر بوديم، اينک برهاني آشکار و هدايت و رحمتي از سوي پروردگارتان براي شما آمد، پس ستمکارتر از کسي که آيات خدا را تکذيب کند و از آن ها روي بگرداند کيست؟ به زودي کساني که از آيات ما روي مي گردانند، به خاطرِ روي گرداندنشان به عذابي سخت مجازات خواهيم کرد.
*اين کتابي است که به سوي تو نازل شده است؛ پس نبايد در سينه ات از ناحيه آن تنگي و فشار باشد، تا به وسيله آن مردم را بيم دهي، و براي مؤمنان تذکّر و پند باشد.آنچه را از سوي پروردگارتان به جانب شما نازل شده پيروي کنيد، و از معبوداني غير او پيروي ننماييد، ولي بسيار اندک و کم، پند مي گيريد.
*و براي آنان کتابي آورديم که آن را از روي دانشي بيان کرديم، در حالي که براي گروهي که ايمان آوردند، سراسر هدايت و رحمت است.
* آيا در مالکيّت بر آسمان ها و زمين و هر چيزي که خدا آفريده و اينکه شايد پايان عمرشان نزديک شده باشد با تأمل ننگريسته اند؟پس بعد ازآن به کدام سخن ايمان مي آورند؟!
* يقيناً سرپرست و يار من خدايي است که قرآن را نازل کرده و او همواره شايستگان را سرپرستي و ياري مي کند.
*اين قرآن دلايلي روشن از سوي پروردگار شماست و براي گروهي که ايمان مي آورند، سراسر هدايت و رحمت است.
*و هنگامي که قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهيد و سکوت کنيد تا مشمول رحمت شويد.
* الف لام راء اين است آيات كتاب حكمت‏ آموز
*و اين قرآن را نسزد که دروغي ساختگي از سوي غير خدا باشد، بلکه تصديق کننده کتاب هاي پيش از خود و شرح و توضيحي بر هر کتاب است، در آن هيچ ترديدي نيست که از سوي پروردگار جهانيان است.
*ولي مي گويند: آن را به دروغ بافته است. بگو: پس اگر راستگو هستيد، سوره اي مانند آن بياوريد، و هر که را جز خدا مي توانيد به ياري خود دعوت کنيد.
*آري،حقيقتي را تکذيب کردند که به معارف و مفاهيمش احاطه نداشتند و هنوز تفسير عيني و تحقّق و ظهور آياتش براي آنان نيامده است، کساني که پيش از آنان بودند اين گونه تکذيب کردند؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟
*و گروهي از مردم به قرآن ايمان مي آورند و گروهي ايمان نمي آورند؛ و پروردگارت به مفسدان، داناتر است.
*الر ـ کتابي است که آياتش استواري واستحکام يافته، سپس از سوي حکيمي آگاه تفصيل داده شده است.که جز خدا را نپرستيد، يقيناً من از سوي او براي شما بيم دهنده و مژده دهنده هستم.
*و اينکه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به سوي او بازگرديد تا آنکه شما را تا پايان زندگي از بهره نيک و خوشي برخوردار کند، و هر که را صفات پسنديده و اعمال شايسته او افزون تر است، پاداش زيادتري عطا کند، و اگر روي از حق برگردانيد، من از عذاب روزي بزرگ بر شما بيمناکم.
*بازگشت شما فقط به سوي خداست و او بر هر کاري تواناست.
*آگاه باشيد که مشرکان سر در گريبان فرو مي برند تا از شنيدن قرآن پنهان بدارند؛ آگاه باشيد! چون جامه هايشان را بر سر و روي خود مي پوشانند خدا آنچه را پنهان مي کنند وآنچه را آشکار مي نمايند، مي داند؛ يقيناً او به آنچه در سينه هاست، داناست.
*و هيچ جنبده اي در زمين نيست مگر اينکه روزيِ او برخداست، و قرارگاه واقعي و جايگاه موقت آنان را مي داند؛ همه در کتابي روشن ثبت است.
*بلکه مي گويند: او اين قرآن را از نزد خود ساخته بگو: اگر راستگوييد، شما هم ده سوره مانند آن بياوريد و هر کس را غير خدا مي توانيد، به ياري خود دعوت کنيد.
*ما آن را قرآني به زبان عربي نازل کرديم تا شما تعقّل کنيد.
*ما بهترين داستان را با وحي کردن اين قرآن بر تو مي خوانيم و تو يقيناً پيش از آن از بي خبران بودي.
*به راستي در سرگذشت آنان عبرتي براي خردمندان است. سخني نيست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصديق کننده کتاب هاي آسماني پيش از خود است و بيان گر هر چيز است و براي مردمي که ايمان دارند، سراسر هدايت و رحمت است.
*المر ـ اين آياتِ کتاب است، و آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده، سراسر حق و راستي است ولي بيشتر مردم ايمان نمي آورند.
*همانگونه بر تو نيز فرمان روشن و صريحي نازل كرديم، و اگر از هوسهاي آنها - بعد از آنكه آگاهي براي تو آمده - پيروي كني هيچكس از تو در برابر خدا حمايت و جلوگيري نخواهد كرد.
*خدا هر چه را بخواهد محو مي کند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا مي نمايد، و "امّ الکتاب "نزد اوست.
* الر ـ کتابي است که آن را بر تو نازل کرديم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاريکي ها به سوي روشناييِ  به سوي راه تواناي شکست ناپذير و ستوده بيرون آوري.
*اين پيامي براي مردم است، براي آنکه به وسيله آن هشدار داده شوند، و بدانند که او معبودي يگانه و يکتاست، و تا خردمندان، متذکّر شوند.
*الر ـ اين آيات کتاب الهي و آيات قرآنِ روشنگر است.
*همانا ما قرآن را نازل کرديم، و يقيناً ما نگهبان آن هستيم.
* ما اين گونه قرآن را وارد قلوب بدکاران مي کنيم.به آن ايمان نمي آورند، و البته روش پيشينيان هم به همين صورت بوده است.
*و اگر دري از آسمان به روي آنان بگشاييم، که همواره از آن بالا روند. باز خواهند گفت: يقيناً ما چشم بندي شده ايم، بلکه گروهي جادو شده هستيم.
*و هنگامي که به آنان گويند: پروردگارتان چه چيزهايي نازل کرده؟ مي گويند: افسانه هاي پيشينيان است!!سرانجام روز قيامت بار گناهانشان را به طور کامل و بخشي از بار گناهان کساني که از روي بي دانشي گمراهشان مي کنند، به دوش مي کشند. آگاه باشيد! بد باري است که به دوش مي کشند.
*پس هنگامي که قرآن مي خواني از شيطان رانده شده به خدا پناه ببر.
*قطعاً کساني که به آيات خدا ايمان ندارند، خدا هدايتشان نمي کند، و براي آنان عذابي دردناک است.
*بي ترديد اين قرآن به استوارترين آيين هدايت مي کند، و به مؤمناني که کارهاي شايسته انجام مي دهند، مژده مي دهد که براي آنان پاداشي بزرگ است.
*و هنگامي که قرآن بخواني، ميان تو و آنان که به آخرت ايمان ندارند، پرده اي نامريي قرار مي دهيم.و بر دل هايشان پوشش هايي مي گذاريم تا آن را نفهمند و در گوش هايشان سنگيني مي نهيم ؛ و چون پروردگارت را در قرآن به يگانگي ياد کني با حالت رميدگي از تو روي مي گردانند.
*و ما از قرآن آنچه را براي مؤمنان مايه درمان ورحمت است، نازل مي کنيم وستمکاران را جز خسارت نمي افزايد.
*بگو: قطعاً اگر جنّ و انس گرد آيند که مانند اين قرآن را بياورند، نمي توانند مانندش را بياورند، و اگر چه پشتيبان يکديگر باشند.
*و همانا در اين قرآن براي مردم از هر مَثَل و داستاني به صورت هاي گوناگون بيان کرديم، ولي بيشتر مردم جز انکار وکفران نخواستند.
*و قرآن را به حق نازل کرديم و به حق نازل شد، و تو را جز مژده رسان و بيم دهنده نفرستاديم.
*و قرآن را بخش بخش قرار داديم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخواني و آن را به تدريج نازل کرديم.
* بگو: چه شما ايمان بياوريد، و چه نياوريد، آنها كه پيش از اين علم و دانش به آنان داده شده هنگامي كه بر آنها خوانده ميشود به خاك ميافتند و سجده مي‏كند.و مي گويند: منزّه و پاک است پروردگارمان بي ترديد وعده پروردگارمان قطعاً انجام شدني است.و گريه کنان به رو در مي افتند و بر فروتني و خشوعشان مي افزايد.
*همه ستايش ها ويژه خداست که اين کتاب را بر بنده اش نازل کرد و براي آن هيچ گونه انحراف و کژي قرار نداد.
*است درست و استوار تا از سوي خود به عذابي سخت بيم دهد، و مؤمناني را که کارهاي شايسته انجام مي دهند، مژده دهد که براي آنان پاداشي نيکوست.که در آن پاداش نيکو، جاودانه ماندگارند.
*و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحي شده است، بخوان. براي کلماتش تبديل کننده اي نيست، و هرگز جز او ملجأ و پناهي نخواهي يافت.
*و بگو:حق فقط از سوي پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ايمان بياورد، و هر که خواست کافر شود، به يقين ما براي ستمکاران آتشي آماده کرده ايم که سراپرده هايش بر آنان احاطه دارد، و اگر استغاثه کنند با آبي چون مس گداخته که چهره ها را بريان مي کند جواب گويند، بد آشاميدني و بد جايگاهي است.
*بي ترديد در اين قرآن از هر گونه مثلي براي مردم بيان کرديم ؛ و انسان از هر چيزي برخوردش ستيزه جو تر است.
*جز اين نيست که ما اين را بر زبان تو آسان ساختيم تا به وسيله آن پرهيزکاران را مژده دهي و مردم ستيزه جو را بترساني.
*ما قرآن را بر تو نازل نکرديم تا به مشقت و زحمت افتي؛جز اين نيست كه يادآور كسى است كه خشوع و خشيت داشته باشد
*در حالي که به تدريج از سوي کسي نازل شده که زمين و آسمان هاي بلند را آفريده است.
*اين گونه بخشي از اخبار گذشته را براي تو بيان مي کنيم و بي ترديد ذکري از نزد خود به تو عطا کرديم.
*کساني که از آن روي برگردانند، مسلماً روز قيامت وزر و وبال سنگيني بر دوش خواهند کشيد.در آن جاودانه اند و چه بد باري روز قيامت براي آنان خواهد بود.
*و اين گونه آن را قرآني به زبان عربي نازل کرديم، و در آن هشدارها و تهديدهاي گوناگون آورديم، اميد است بپرهيزند، يا براي آنان بيداري و هشياري پديد آورد.
* برتر و بلند مرتبه است خدا که فرمانرواي هستي و حقّ محض است؛ و پيش از آنکه وحي کردن قرآن بر تو پايان گيرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بيفزاي.
*و گفتند: چرا معجزه اي از سوي پروردگارش براي ما نمي آورد؟ آيا شاهد و دليلي روشن بر کتاب هاي پيشين براي آنان نيامده؟!
*و اگر آنان را پيش از نزول قرآن هلاک مي کرديم، قطعاً مي گفتند: پروردگارا! چرا رسولي به سوي ما نفرستادي تا پيش از آنکه خوار و رسوا شويم، آيات تو را پيروي کنيم.
*بگو: هر يک منتظريم، پس منتظر باشيد که به زودي خواهيد دانست که رهروان راهِ راست و ره يافتگان چه کساني هستند؟
*و اين که آن را نازل کرده ايم، ذکر و پندي پرمنفعت است؛ آيا باز هم شما منکر آن هستيد؟
*يقيناً خدا کساني را که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند، در بهشت هايي در مي آورد که از زيرِ آن نهرها جاري است؛ مسلماً خدا هر چه را بخواهد انجام مي دهد.و اين گونه، قرآن را آياتي روشن نازل کرديم؛ و قطعاً خدا هر که را بخواهد، هدايت مي کند.
*[سوره النور]سوره اي است که آن را فرود آورديم و لازم و واجب نموديم و در آن آياتي روشن نازل کرديم، تا متذکّر و هوشيار شويد.
*و بي ترديد آياتي روشن و سرگذشتي از آنان که پيش از شما درگذشتند و پندي براي پرهيزکاران به سوي شما نازل کرديم.
*همانا آياتي روشن نازل کرديم؛ و خدا هر که را بخواهد به راهي راست راهنمايي مي کند.
*هميشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را به تدريج بر بنده اش نازل کرد، تا براي جهانيان بيم دهنده باشد.
*و کافران گفتند: اين چيزي نيست جز دروغي که آن را از پيش خود ساخته و ديگران او را بر ساختن آن ياري داده اند، بي ترديد مرتکب ستمي سنگين و دروغي بزرگ شده اند.
*و گفتند: افسانه هاي مکتوب پيشينيان است که نوشتن آنها را از درخواست کرده است و آن ها هر صبح و شام بر او خوانده مي شود 
*بگو: آن را کسي نازل کرده است که همه نهان ها را در آسمان ها و زمين مي داند، همانا او همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.
*و روزي که ستمکار، دو دست خود را مي گزد مي گويد: اي کاش همراه اين پيامبر راهي به سوي حق برمي گرفتم، اي واي، کاش من فلاني را به دوستي نمي گرفتم،بي ترديد مرا از قرآن پس از آنکه برايم آمد گمراه کرد. و شيطان همواره انسان را وامي گذارد؛و پيامبر مي گويد: پروردگارا! همانا قوم من اين قرآن را متروک گذاشتند!
*و ما اين گونه براي هر پيامبري دشمناني از مجرمان قرار داديم، و کافي است که پروردگارت راهنما و ياري دهنده باشد.
*و کافران گفتند: چرا قرآن يک باره بر او نازل نشد؟ اين گونه تا قلب تو را به آن استوار سازيم، و آن را بر تو با مهلت و آرامي خوانديم.
*و هيچ وصف و سخن باطلي بر ضد تو نمي آورند، مگر آنکه ما حق را و نيکوترين تفسير را براي تو مي آوريم. همانان که به رو در افتاده به سوي دوزخ محشور مي شوند، آنان بدترين جايگاه را دارند، و گمراه ترين مردم اند.
*پس کافران را فرمان مبر و به وسيله اين با آنان جهاد کن.
*طسم. اين است آيات کتاب روشنگر.
*و بي ترديد اين قرآن، نازل شده پروردگار جهانيان است،
*که روح الامين آن را نازل کرده است،
*به زبان عربي روشن و گويا
*و بي ترديد اين در کتاب هاي پيشينيان است.
*آيا آگاهي دانشمندان بني اسرائيل به خبر قرآن براي مشرکان نشانه اي نيست؟!
*و اگر آن را بر برخي از غير عرب ها نازل کرده بوديم،
*و او آن را بر عرب ها مي خواند، باز هم به آن ايمان نمي آوردند!!
*اين گونه قرآن را در دلهاي مجرمان وارد مي‏كنيم.
*به آن ايمان نمي آورند تا آن عذاب دردناک را ببينند،
*که ناگهان در حالي که بي خبرند به سراغشان آيد،
*پس گويند: آيا ما مهلت مي يابيم؟
*قرآن را شيطان ها نازل نکرده اند،
*و سزاوار آنان نيست، و قدرت ندارند،
*بي ترديد آنان از شنيدن محروم و برکنارند.
*طس ـ اين آيات قرآن و کتابي روشنگر است،
* هدايت کننده و براي مؤمنان مژده دهنده است.
*يقيناً تو قرآن را از نزد حکيمي دانا فرا مي گيري.
*طسم ـ اين آيات کتاب روشنگر است. 
*پس هنگامي که حق از سوي ما براي آنان آمد گفتند: چرا مانند آنچه به موسي دادند به او نداده اند؟ آيا پيش از اين به آنچه به موسي داده شد، کفر نورزيدند؟! گفتند: [اين تورات و قرآن] دو جادويند که پشتيبان يکديگرند!! و گفتند: ما منکر هر دو هستيم!!
*بگو: اگر راست مي گوييد کتابي از نزد خدا بياوريد که هدايت کننده تر از اين دو باشد تا آن را پيروي کنم.
*ما اين قرآن را براي آنان پي در پي و به هم پيوسته آورديم تا متذکّر و هوشيار شوند.
*کساني که پيش از قرآن کتابشان داديم، به قرآن ايمان مي آورند،
*و هنگامي که بر آنان خوانند، مي گويند: به آن ايمان آورديم، يقيناً اين قرآن از سوي پروردگارمان حق و درست است، البته ما پيش از نزول آن تسليم بوديم.
* اينان به علت صبري که کردند و بدي را با نيکي و خوبي خود دفع مي کنند و از آنچه به آنان روزي کرده ايم، انفاق مي نمايند، دوبار پاداششان مي دهند.
*و هنگامي که سخن بيهوده اي بشنوند، از آن روي برمي گردانند و مي گويند: اعمال ما براي ما و اعمال شما براي شما، سلام بر شما ، ما خواستار نادانان نيستيم.
*قطعاً تو نمي تواني هر که را خود دوست داري هدايت کني، بلکه خدا هر که را بخواهد هدايت مي کند؛ و او به هدايت پذيران داناتر است،
*و همان گونه اين کتاب را بر تو نازل نموديم، پس کساني که کتابشان داديم به آن ايمان مي آورند، و از اينان اندکي به آن ايمان مي آورند، و آيات ما را جز کافران انکار نمي کنند،
*و پيش از اين ، تو هيچ نوشته اي را نمي خواندي و آن را با دست خود نمي نوشتي وگرنه باطل گرايان ياوه گو شک مي کردند،
*بلکه اين قرآن، آيات روشني است در سينه کساني که به آنان معرفت و دانش عطا شده است؛ و آيات ما را جز ستمکاران انکار نمي کنند.
*و به راستي در اين قرآن براي مردم از هرگونه مثلي زديم. و اگر براي آنان معجزه اي بياوري آنان که کفر ورزيده اند، قطعاً خواهند گفت: شما جز باطل گرا نيستيد خدا اين گونه بر دل هاي کساني که معرفت و دانش ندارند مُهر مي نهد.
*الم اين آيات کتاب محکم و استوار است،
*که سراسر هدايت و رحمتي است براي نيکوکاران.
*همانان که نماز را برپا مي دارند و زکات مي دهند و به آخرت يقين دارند. 
*اينانند که از سوي پروردگارشان بر بلنداي هدايتند، و اينانند که رستگارند،
*نازل کردن اين کتاب که هيچ ترديدي در آن نيست، از سوي پروردگار جهانيان است.
*آيا مي گويند: آن را از نزد خود ساخته و پرداخته بلکه آن حق و درست است از سوي پروردگارت ، تا به مردمي که پيش از تو هيچ بيم دهنده اي براي آنان نيامده است بيم دهي تا هدايت يابند.
* و هنگامي که آيات روشن ما بر آنان خوانده شود، مي گويند: اين نيست مگر مردي که مي خواهد شما را از آنچه پدرانتان مي پرستيدند، باز دارد. و مي گويند: اين قرآن جز دروغي ساختگي نيست. و کافران درباره حق، هنگامي که به سويشان آمد گفتند: اين جز جادويي آشکار نيست!!
*و هيچ کتابي به آنان نداده ايم که آن را بخوانند ، و پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم تا نبوّت تو را انکار کنند،
*و آنچه از کتاب به تو وحي کرده ايم، همان حق است، تصديق کننده پيش از آن بوده است؛ يقيناً خدا به بندگانش آگاه و بيناست.
*سپس اين کتاب را به کساني از بندگانمان که برگزيديم به ميراث داديم؛ پس برخي از آنان ستمکار بر خويش اند، و برخي از آنان ميانه رو، و برخي از آنان به اذن خدا در کارهاي خير پيشي مي گيرند، اين است آن فضل بزرگ.
*اين قرآني است كه از سوي خداوند عزيز و رحيم نازل شده.
*بيم دادنت فقط براي کسي ثمربخش است که از قرآن پيروي کند و در نهان از خداي رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشي نيکو و با ارزش مژده ده.
*و به پيامبر، شعر نياموختيم و شايسته او نيست. کتاب جز مايه يادآوري و قرآني روشنگر نيست، تا کساني را که زنده اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.
*ص، سوگند به قرآن که مشتمل بر ذکر است.
*آيا کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند مانند مفسدان در زمين قرار مي دهيم يا پرهيزکاران را چون بدکاران؟!
*اين کتاب پربرکتي است که آن را بر تو نازل کرده ايم تا آياتش را تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند.
*بگو: اين خبري بزرگ است،
*که شما از آن روي مي گردانيد.
* آن جز مايه تذکر و پندي براي جهانيان نيست.
*و بي ترديد پس از مدتي خبر آن را خواهيد دانست.
*کتاب نازل شده از سوي خداي تواناي شکست ناپذير و حکيم است.
*بي ترديد ما اين کتاب را به حقّ و درستي به سوي تو نازل کرديم، پس خدا را در حالي که اعتقاد و ايمان را براي او خالص مي کني، بپرست.
*خدا نيکوترين سخن را نازل کرد، کتابي که شبيه يکديگر است، مشتمل بر داستان هاي پندآموز است؛ از شنيدن آياتش پوست کساني که از پروردگارشان مي هراسند به هم جمع مي شود، آن گاه پوستشان و دلشان به ياد خدا نرم مي گردد و آرامش مي يابد. اين هدايت خداست که هر که را بخواهد به آن راهنمايي مي کند؛ و هر که را خدا گمراه کند، او را هيچ هدايت کننده اي نخواهد بود.
*و ما براي مردم در اين قرآن از هر گونه مثل و سرگذشت عبرت آموزي بيان کرده ايم، باشد که متذکّر شوند.
*قرآني است گويا و روشن بدون هر گونه انحراف و کژي، براي اينکه بپرهيزند.
*ما اين کتاب را براي مردم به حقّ و راستي بر تو نازل کرده ايم؛ پس هر که هدايت يافت، به سود خود هدايت يافته و هر که گمراه شد، فقط به زيان خود گمراه مي شود؛ و تو بر آنان نگهبان و کارساز نيستي،
*حم اين کتاب نازل شده از سوي خداي تواناي شکست ناپذير وداناست؛
*حم اين کتابي است نازل شده از سوي خدا که رحمتش بي اندازه و مهرباني اش هميشگي است.
*کتابي است که آياتش در نهايت روشني بيان شده است، فصيح و گويا براي مردمي که اهل معرفت و آگاهي اند؛
*مژده دهنده و بيم دهنده است. ولي بيشتر آنان روي گرداندند و به گوش نمي شنوند.
*مسلماً کساني که معاني و مفاهيم آيات ما را از جايگاه واقعي اش تغيير مي دهند بر ما پوشيده نيستند. آيا کسي را که در آتش مي افکنند، بهتر است يا کسي که روز قيامت در حال ايمني مي آيد؟ هر چه مي خواهيد انجام دهيد، بي ترديد او به آنچه انجام مي دهيد، بيناست.
*کساني که به اين قرآن هنگامي که به سويشان آمد کافر شدند بي ترديد قرآن کتابي است شکست ناپذير،
*که هيچ باطلي از پيش رو و پشت سرش به سويش نمي آيد، نازل شده از سوي حکيم و ستوده است.
*و اگر آن را قرآني غير عربي قرار داده بوديم قطعاً مي گفتند: چرا آياتش در نهايت روشني بيان نشده است، آيا غير عربي براي عرب زبان. بگو: اين کتاب براي کساني که ايمان آورده اند، سراسر هدايت و درمان است، و کساني که ايمان نمي آورند در گوششان سنگيني است، و آن بر آنان پوشيده و نامفهوم است؛ اينانند که از جايي دور ندايشان مي دهند.
*بگو: به من خبر دهيد: اگر از سوي خدا باشد و سپس شما به آن کافر شويد، چه کسي گمراه تر از آن خواهد بود که در مخالفتي دور قرار دارد؟
*به زودي نشانه هاي خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهيم داد تا براي آنان روشن شود که بي ترديد او حق است. آيا کافي نيست که پروردگارت بر همه چيز گواه است
*حم  عسق اين گونه خداي تواناي شکست ناپذير و حکيم به سوي تو و کساني که پيش از تو بودند، وحي مي کند.
*و اين گونه قرآني عربي به تو وحي کرديم تا ام القري و کساني را که پيرامون آن هستند، بيم دهي، و آنان را از روز جمع شدن که ترديدي در آن نيست بترساني،گروهي در بهشت اند و گروهي در آتش سوزان.
*حم سوگند به کتاب روشنگر
*که ما آن را عربي قرار داديم تا تعقّل کنند؛
*و همانا که آن در امِّ الکتاب نزد ما بلند مرتبه و حکيم است.
*آيا براي اينکه شما قومي اسراف کاريد، قرآن را از شما دور کنيم و بازگردانيم؟! 
*يا مگر ما پيش از قرآن کتابي به آنان داده ايم که به آن تمسک مي جويند؟
*و توحيد و يکتاپرستي را در نسل هاي بعد از خود حقيقتي پايدار قرار داد، باشد که آنان بازگردند؛
*آرى اينان و پدرانشان را بهره‏ مند ساخته ‏ام تا آنكه حق و پيامبرى آشكار به نزد آنان آمد
*و هنگامي که حق به سويشان آمد، گفتند: اين جادوست و ما به آن کافريم،
*و مسلماً قرآن براي تو و قوم تو مايه تذکر است، و سپس بازخواست خواهيد شد.
*حم سوگند به کتاب روشنگر؛
*به راستي ما آن را در شبي پربرکت نازل کرديم؛ زيرا که همواره بيم دهنده بوده ايم؛
*در آن شب كه هر امري بر طبق حكمت خداوند تنظيم مي‏گردد.
*تعيين آن امر البته از جانب ما که فرستنده پيغمبرانيم خواهد بود.
*اينها همه بخاطر رحمتي است از سوي پروردگارت كه او شنونده و داناست.
*پروردگار آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست، اگر يقين داريد.
*پس جز اين نيست که ما قرآن را با زبان تو آسان ساختيم تا آنان متذکّر و هوشيار شوند.
*پس به انتظار باش که مسلماً آنان هم منتظرند
*حم اين کتاب نازل شده از سوي خداي تواناي شکست ناپذير وحکيم است.
*اين ها آيات خداست که به حقّ و راستي بر تو مي خوانيم؛ پس به کدام سخن بعد از خدا و نشانه هايش ايمان مي آورند؟
*واي بر هر دروغگوي گنهکار،
*که آيات خدا را در حالي که بر او مي خوانند مي شنود، آن گاه از روي سرکشي و تکبّر چنان که گويي آن را نشنيده است پافشاري مي کند؛ پس او را به عذابي دردناک بشارت ده.
*و هنگامي که به چيزي از آيات ما آگاه مي شود، آن را به مسخره گيرد؛ اينانند که براي آنان عذاب خوارکننده اي خواهد بود.
*پيش رويشان دوزخ است، و آنچه به دست آورده اند و آنچه را به جاي خدا سرپرستان و معبودان خود گرفته اند، چيزي از عذاب را از آنان دفع نمي کند، و براي آنان عذابي بزرگ است.
*اين سراسر هدايت است؛ و کساني که به آيات پروردگارشان کافر شدند، آنان را عذابي است از نوع عذابي بسيار سخت و دردناک.
*اين وسايل بينايي و بصيرت براي مردم و سراسر هدايت و رحمت براي گروهي است که باور دارند.
*حم اين کتاب نازل شده از سوي خداي تواناي شکست ناپذير حکيم است.
*و چون آيات روشن ما را بر آنان بخوانند، کافران درباره حقّي که به سويشان آمده مي گويند: اين جادويي آشکار است.
*بلکه مي گويند: اين قرآن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده است. بگو: اگر آن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده باشم شما نمي توانيد براي من چيزي از عذاب خدا را دفع کنيد، خدا به باطلي که در آن فرو مي رويد داناتر است، و کافي است که خدا ميان من و شما گواه باشد، و او بسيار آمرزنده و مهربان است.
*و پيش از آن كتاب موسي كه پيشوا و رحمت بود و اين كتاب هماهنگ با نشانه‏ هاي تورات است، در حالي كه به زبان عربي و فصيح و گوياست تا ظالمان را انذار كند و نيكوكاران را بشارت دهد.
*و هنگامي که گروهي از جن را به سوي تو متوجه کرديم که قرآن را بشنوند، پس وقتي که نزد قرائت آن حاضر شدند، گفتند: خاموش باشيد. پس چون قرائت پايان يافت به سوي قومشان در حالي که گفتند: بيم دهنده بودند، بازگشتند. شنيديم که
*اي قوم ما! به راستي ما کتابي را شنيديم که پس از موسي نازل شده است، تصديق کننده همه کتاب هاي پيش از خود است، به سوي حق و به سوي راه راست هدايت مي کند.
*ق، سوگند به قرآن مجيد
*بي ترديد در سرگذشت پيشينيان مايه پند و عبرتي است براي کسي که نيروي تعقّل دارد، يا با تأمل و دقت گوش فرا مي دهد در حالي که حاضر به شنيدن و فراگيري شنيده هاي خود باشد.
*ما به آنچه مي گويند، داناتريم و تو را بر آنان تسلطي نيست ؛ پس به وسيله قرآن کساني را که از تهديد من مي ترسند، بيم ده.
*از قرآن منحرف مي شود کسي که منحرف شده است.
*سوگند به «كوه طور»!
*و به کتابي که نوشته شده،
*در صفحه اي باز و گسترده،
*و سوگند به آن خانه آباد.
*آنها مي‏گويند قرآن را به خدا افترا بسته، ولي آنها ايمان ندارند.
*پس اگر راستگوييد، سخني مانند آن بياوريد.
*آيا آنها بيسبب آفريده شده‏ اند؟ يا خود خالق خويشتنند؟!
*يا آنان آسمان ها و زمين را آفريده اند؟ نه، بلکه يقين ندارند.
*و يقيناً ما قرآن را براي پند گرفتن آسان کرديم، پس آيا پند گيرنده اي هست؟
*رحمان قرآن را تعليم داد.
*پس به جايگاه ستارگان سوگند مي خورم،
*و اگر بدانيد بي ترديد اين سوگندي بس بزرگ است.
*که يقيناً اين قرآن، قرآني است ارجمند و با ارزش؛
*در كتابى نهفته‏
*جز پاک شدگان به آن دسترسي ندارند.
*نازل شده از سوي پروردگار جهانيان است.
*آيا شما نسبت به اين گفتار سهل انگاري مي کنيد
*و فقط نصيب خود را اين قرار مي دهيد که آن را انکار کنيد؟!
*آيا براي اهل ايمان وقت آن نرسيده که دل هايشان براي ياد خدا و قرآني که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کساني نباشند که پيش از اين کتاب آسماني به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار بر آنان طولاني گشت، در نتيجه دل هايشان سخت و غير قابل انعطاف شد، و بسياري از آنان نافرمان بودند.
*اگر اين قرآن را بر کوهي نازل مي کرديم، قطعاً آن را از ترس خدا فروتن و از هم پاشيده مي ديدي. و اين مثل ها را براي مردم مي زنيم تا بينديشند.
*هنگامي که آيات ما را بر او مي خوانند، گويد: افسانه هاي پيشينيان است!
*اكنون مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مي‏كنند رها كن و ما آنها را از آنجا كه نمي‏دانند تدريجا به سوي عذاب پيش مي‏بريم.
*و کافران چون قرآن را شنيدند، نزديک بود تو را با چشمانشان بلغزانند و مي گويند: بي ترديد او ديوانه است!
*در حالي که قرآن جز مايه تذکر و پند براي جهانيان نيست.
*پس سوگند ياد مي کنم به آنچه مي بينيد،
*و آنچه نمي بينيد،
*بي ترديد اين قرآن، گفتار فرستاده اي بزرگوار است،
*و آن گفتار يک شاعر نيست، ولي جز اندکي ايمان نمي آوريد،
*و گفتار کاهن هم نيست، ولي جز اندکي متذکّر نمي شويد.
*نازل شده از سوي پروردگار جهانيان است.
*و اگر پاره اي از گفته ها را به دروغ بر ما مي بست،
*ما او را به شدت مي گرفتيم،
*سپس رگ قلبش را پاره مي کرديم؛
*در آن صورت هيچ کدام از شما مانع از عذاب او نبود،
*بي ترديد اين قرآن، وسيله پند و تذکري براي پرهيزکاران است.
*و ما به يقين مي دانيم که از ميان شما انکارکنندگاني هست.
*و اين انکار قطعاً مايه حسرت کافران است،
*و بي ترديد اين قرآن، حقّي يقيني است.
*پس به نام پروردگارت تسبيح گوي.
*بي ترديد اين مايه تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهي به سوي پروردگارش برگزيند.
* او انديشه كرد و مطلب را آماده ساخت.
*پس مرگ بر او باد، چگونه سنجيد؟
*باز هم مرگ بر او باد، چگونه سنجيد؟
*آن گاه نظر کرد،
*سپس چهره درهم کشيد و قيافه نفرت آميز به خود گرفت،
*آن گاه روي گردانيد و تکبّر ورزيد؛
*پس گفت: اين قرآن جز جادويي که از جادوگران پيشين حکايت شده چيزي نيست،
*اين جز سخن بشر نمي باشد.
*به زودي او را وارد دوزخ مي‏كنيم.
*و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان قرار نداده ايم، و شماره آنان را جز آزمايشي براي کافران مقرّر نکرده ايم تا اهل کتاب يقين پيدا کنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل کتاب و مؤمنان ترديد نکنند، و تا بيماردلان و کافران بگويند: خدا از توصيف گماشتگان آتش به اين چه هدفي دارد؟ اين گونه خدا هر که را بخواهد گمراه مي کند و هر که را بخواهد هدايت مي نمايد، و سپاهيان پروردگارت را جز خود او کسي نمي داند، و اين قرآن فقط مايه تذکر و پند براي بشر است.
*اين چنين نيست سوگند به ماه
*سوگند به شب هنگامي که پشت مي کند
*و سوگند به صبح زماني که از پرده سياه شب درآيد و رخ نمايد
*که بي ترديد اين از بزرگ ترين پديده هاست؛
*هشدار دهنده به بشر است،
*براي هر کس از شما که بخواهد پيشي جويد يا پس ماند؛
*اين چنين نيست، بلکه بي ترديد اين قرآن تذکر و هشداري است
*پس هرکه بخواهد از آن پند گيرد،
*و از آن پند نمي گيرند مگر آنکه خدا بخواهد، او سزاوار است که از وي پروا کنند، و سزاوار است که به آمرزشش اميد بندند.
*همانا اين تذکر و هشداري است؛ پس هر کس بخواهد راهي به سوي پروردگارش برگزيند،
*و تا خدا نخواهد، نخواهيد خواست؛ يقيناً خدا همواره دانا و حکيم است.
*پس به کدام سخن بعد از آن ايمان مي آورند؟
*اين چنين نيست، بي ترديد اين آيات قرآن مايه پند است.
*پس هرکه خواست از آن پند گيرد،
*در صحيفه هايي است ارزشمند
*بلند مرتبه و پاکيزه
*در دست سفيراني
*بزرگوار و نيکوکار.
*پس سوگند به ستارگاني که باز مي گردند،
*ستارگاني که به سرعت مي روند و پنهان مي شوند
*و سوگند به شب هنگامي که مي رود
*و سوگند به صبح هنگامي که مي دمد
*که قرآن کلام فرستاده اي ارجمند و بزرگوار است.
*و قرآن، کلام شيطان رانده شده نيست؛
*پس کجا مي رويد؟
*قرآن فقط وسيله يادآوري و پند براي جهانيان است؛
*براي هرکس از شما که بخواهد راه مستقيم بپيمايد
*و شما نخواهيد خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانيان بخواهد.
*بلکه آن، قرآني باعظمت و بلند مرتبه است
*که در لوح محفوظ است
*سوگند به آسمان که داراي باران فراوان و پرريزش است.
*و سوگند به زمين که داراي شکاف است.
*بي ترديد که اين قرآن، سخني جداکننده است
*و آن هرگز شوخي نيست.
*ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم.
*فرستاده اي از سوي خداست که صحيفه هايي پاک را مي خواند.
*در آنها نوشته هايي استوار و باارزش است؛
*و اهل کتاب درباره دين،پراکنده نشدند مگر پس از آنکه آن دليل روشن براي آنان آمد
 
+ نوشته شده در شنبه 07 مهر 1397 ساعت 13:32 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


عهد و پیمان در قرآن

* و به پيمان خدا چون پيمان بستيد، وفا کنيد و سوگند را پس از محکم کردنش در حالي که خدا را بر خود ضامن و کفيل قرار داده ايد، نشکنيد؛ يقيناً خدا آنچه را انجام مي دهيد، مي داند.

*و پيمان خدا را به بهايي اندک نفروشيد؛ زيرا آنچه نزد خداست، براي شما بهتر است، اگر بدانيد.
*و به مال يتيم تا زماني که به سنّ بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترين شيوه نزديک نشويد؛ و به عهد و پيمان وفا کنيد، زيرا درباره پيمان بازخواست خواهد شد.
*بي ترديد مؤمنان رستگار شدند.آنان که در نمازشان فروتن اند.و آنها كه از لغو و بيهودگي رويگردانند.و آنان که پرداخت کننده زکات اند،و آنان که نگه دارنده دامنشان اند، مگر در همسران يا کنيزانشان، که آنان مورد سرزنش نيستند.پس کساني غير از اين جويند،تجاوزکار هستند.و آنان که امانت ها و پيمان هاي خود را رعايت مي کنند،
*همانا انسان حريص و بي تاب آفريده شده است؛
*چون آسيبي به او رسد، بي تاب است،
*و هنگامي که خير و خوشي به او رسد، بسيار بخيل و بازدارنده است،
*مگر آنان که امانت ها و پيمان هاي خود را رعايت مي کنند،
*و آنان که بر اداي گواهي هاي خود پاي بند و متعهدند،
*اينان در بهشت ها، مکرّم و محترم اند
+ نوشته شده در جمعه 06 مهر 1397 ساعت 09:28 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


عدالت در قرآن

* اي اهل ايمان! همواره قيام کننده براي خدا و گواهان به عدل و داد باشيد. و نبايد دشمني با گروهي شما را بر آن دارد که عدالت نورزيد؛ عدالت کنيد که آن به پرهيزکاري نزديک تر است. و از خدا پروا کنيد؛ زيرا خدا به آنچه انجام مي دهيد آگاه است.خدا به کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته انجام داده اند، وعده داده است که براي آنان آمرزش و پاداشي بزرگ است.وکساني که کافر شدند و آيات ما را تکذيب کردند، اهل دوزخ اند.

*و ميان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوري کن، و از هواهاي نفساني آنان پيروي مکن، و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از بخشي از آنچه خدا به سويت نازل کرده است، منحرف کنند. پس اگر روي گردانند، بدان که خدا مي خواهد آنان را به سبب پاره اي از گناهانشان مجازات کند؛ و مسلماً بسياري از مردم فاسق اند.آيا حكم عهد جاهليت را مى‏پسندند؟ و براى اهل يقين داورى چه كسى بهتر از خداوند است؟
+ نوشته شده در پنج‌شنبه 05 مهر 1397 ساعت 12:58 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


صله رحم در قرآن

*پس اگر روي گردان شويد آيا از شما جز اين انتظار مي رود که در زمين فساد کنيد و قطع رحم نماييد؟

*آنان کساني هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش شان را کر و چشم شان را کور کرده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 04 مهر 1397 ساعت 12:49 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


صدقات در قرآن

*صدقات، فقط ويژه نيازمندان و تهيدستان و کارگزاران و آنانکه بايد قلوبشان را به دست آورد، و براي بردگان و بدهکاران و در راه خدا و در راه ماندگان است؛فريضه اي از سوي خداست، و خدا دانا و حکيم است.

*آنان که در رابطه باصدقات از مؤمناني که صدقه مي پردازند، عيب جويي مي کنند، و کساني را که جز به اندازه قدرتشان نمي يابند مسخره مي کنند؛ خدا هم کيفر مسخره آنان را خواهدداد و براي آنان عذابي دردناک خواهدبود.
*آيا ندانسته اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را مي پذيرد و صدقات را دريافت مي کند؟ و يقيناً خداست که بسيار توبه پذير و مهربان است.
+ نوشته شده در سه‌شنبه 03 مهر 1397 ساعت 10:30 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


صبر و شکیبایی در قرآن

*سوگند به عصر

*بي ترديد انسان در زيان کاري بزرگي است؛
*مگر کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند و يکديگر را به حق توصيه نموده و به شکيبايي سفارش کرده اند.
+ نوشته شده در دوشنبه 02 مهر 1397 ساعت 10:51 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


دعا در قرآن

*بگو پروردگار من براي شما ارجي قائل نيست اگر دعاي شما نباشد، شما تكذيب كرديد و دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.

*پس هنگامي که فراغت مي يابي، به عبادت و دعا بکوش
*و مشتاقانه به سوي پروردگارت رو آور.
+ نوشته شده در یکشنبه 01 مهر 1397 ساعت 11:36 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


مطالب مذهبی

خطبه حضرت زینب در شام

زينب دختر علي‌بن‌ابي‌طالب علیه السلام برخاست و فرمود حمد مر خداي پروردگار جهانيان را سزاست، و درود خدا بر محمّد و بر همه آل او باد، خدا راست فرموده که فرمود: «سپس پايان کار آنان که بد کردند اين است که آيات خدا را تکذيب کرده و بدان‌ها استهزا کنند» (روم).‌ 

اي يزيد، آيا گمان برده‌اي حال که جاي جاي زمين و آفاق آسمان را بر ما گرفتي و بستي و ما چونان کنيزان رانده شديم، مايه خواري ما و موجب کرامت توست!! و حکايت از عظمت مکانت تو دارد که اين چنين باد در بيني انداخته‌اي، و برق شادي و سرور از ديدگانت مي‌جهد، حال که دنيا را براي خود مرتّب و امور را برايت منظم مي‌بيني، و ملک و سلطنت ما برايت صافي گرديده. لختي آرام گير، مگر سخن خداي را فراموش کرده‌اي که فرمود: «گمان مبرند آنان که کافر شدند و ما آنان را مهلت داديم، (اين مهلت) براي آنان خير است، ما همانا مهلت داديم آنان را که بر گناه خود بيفزايند و براي آنان عذاب خوارکننده خواهد بود» (آل عمران). آيا اين از عدل است‌ اي فرزند آزادشده‌ها که زنان و کنيزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول اللَّه اسير؟! پرده‌هايشان را دريدي، و چهره‌هايشان را آشکار کردي، آنان را چونان دشمنان از شهري به شهري کوچانيده، ساکنان منازل و مناهل بر آنان اشراف يافتند، و مردم دور و نزديک و پست و فرو مايه و شريف چهره‌هايشان را نگريستند، در حالي که از مردان آنان حامي و سرپرستي همراهشان نبود. چگونه اميد مي‌رود از فرزند کسي که جگرهاي پاکان را به دهان گرفته و گوشت وي از خون شهداء پرورش يافته است؟! و چسان در عداوت ما اهل البيت کندي ورزد آن که نظرش به ما نظر دشمني و کينه‌توزي است؟! آن گاه بدون احساس چنين گناه بزرگي بگويي:

 

(اجداد تو) برخيزند و پايکوبي کنند و به تو بگويند:‌اي يزيد دست مريزاد، در حالي که با تازيانه و عصايت بر دندان‌هاي پيشين ابي عبد اللَّه عليه‌السلام بزني. چرا چنين نگويي، و حال آن که از قرحه و جراحت پوست برداشتي و با ريختن خون ذرّيه محمّد صلّي اللَّه عليه و آله که ستارگان زمين از آل عبد المطلب‌اند خاندان او را مستأصل کردي و نياکان خود را مي‌خواني، و به گمان خود آنها را ندا در مي‌دهي. (اي يزيد) زودا که به آنان بپيوندي و در آن روز آرزو مي‌کردي که‌اي کاش شل بودي و لال و نمي‌گفتي آنچه را که گفتي و نمي‌کردي آنچه را که کردي. خداوندا حقّ ما را بگير، و از آن که به ما ستم کرد انتقام ستان، و غضب خود را بر آن که خون‌هاي ما را ريخته، حاميان ما را کشته فرو فرست. (اي يزيد) به خدا سوگند جز پوست خود را ندريدي و جز گوشتت را نبريدي، بي‌ترديد بر رسول اللَّه صلّي اللَّه عليه و آله وارد مي‌شوي در حالي که خون ذرّيه‌اش را ريختي و پرده حرمت فرزندانش را دريدي و اين جايي است که خدا پراکندگي‌هايشان را جمع و پريشاني‌هايشان را دفع، و حقوق آنان را بگيرد «آنان را که در راه خدا به شهادت رسيدند مرده مپندار، بل زندگاني هستند که در نزد پروردگارشان مرزوق‌اند» (آل عمران).


(اي يزيد) همين قدر تو را بس است که خداي داور، و محمّد صلّي اللَّه عليه و آله دشمنت و صاحب خون، و جبرئيل پشت و پشتوان باشد، و زودا بداند آن کس که فريبت داد و تو را بر گرده مسلمانان سوار کرد، چه بد جانشيني برگزيده، و کدام يک مکانتي بدتر داشته نيرويي اندکتر دارد. يزيد، گر چه دواهي و بلاهاي زياد از تو بر من فرود آمد ولي هماره قدر تو را ناچيز دانسته فاجعه‌ات را بزرگ، و نکوهشت را بزرگ مي‌شمرم، چه کنم که ديدگان، اشکبار و سينه‌ها سوزان است. شگفتا و بس شگفتا کشته شدن حزب اللَّه نجيبان به دست حزب شيطان طلقاء است، از دستهاي پليدشان خون‌هاي ما مي‌چکد، و دهان‌هاي ناپاکشان از گوشت ما مي‌خورد، و آن جسدهاي پاک و پاکيزه با يورش گرگ‌هاي درنده روبروست، و آثارشان را کفتارها محو مي‌کند، و اگر ما را غنيمت گرفتي، زودا دريابي غنيمت نه که غرامت بوده است، آن روز که جز آنچه دست‌هايت از پيش فرستاده نيابي، و پروردگارت ستمگر بر بندگانش نيست، و شکايت‌ها به سوي خداست.

هر کيد و مکر، و هر سعي و تلاش که داري به کار بند، سوگند به خداي که هرگز نمي‌تواني، ياد و نام ما را محو و وحي ما را بميراني، چه دوران ما را درک نکرده، اين عار و ننگ از تو زدوده نگردد. آيا جز اين است که رأي تو سست است و باطل، و روزگارت محدود و اندک، و جمعيت تو پراکنده گردد، آري، آن روز که ندا رسد: أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَي الظَّالِمِينَ. پس حمد مر خداي راست که براي اوّل ما سعادت و مغفرت، و براي آخر ما شهادت و رحمت مقرر فرمود. از خدا مسئلت مي‌کنيم ثواب آنان را تکميل فرموده و موجبات فزوني آن را فراهم آورد، و خلافت را بر ما نيکو گرداند، چه او رحيم و ودود است، خداي ما را بس است چه نيکو وکيلي است.
+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور 1397 ساعت 21:31 توسط asmane |  ارسال نظر(0)


مطالب مذهبی

خطبه امام سجاد علیه السلام در شام

اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است. به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا صلی الله علیه و آله، و امام حسن و حسين علیه السلام دو فرزند بزرگوار رسول اكرم صلی الله علیه و آله را از ما قرار داد. (با اين معرفى كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مي‌شناسانم.

اى مردم! من فرزند مكه و منايم. من فرزند زمزم و صفايم. من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود. من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم. من فرزند بهترين حج گزاران و تلبيه گويان هستم. من فرزند آنم كه بر براق سوار شد. من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصي سير كرد. من فرزند آنم كه جبرئيل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب الهي و نزديكترين جايگاه‏ مقام بارى تعالى رسيد.

من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد. من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد. من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاک ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند. من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مى‌‏رزميد.و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد.

من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم. من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بيت پيامبر هستم. من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد. من فرزند آنم كه از حريم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد. من فرزند بهترين قريشم.

من پسر اولين كسى هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت. من پسر اول سبقت گيرنده‏اى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم. من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود. او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزه‏دار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نماز مي‌خواند.

او رشته نسل دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه گروه‌هاي كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قوى و اراده‏اى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شيرى شجاع كه وقتى نيزه‏ها در جنگ به هم در مى‏آميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مى‏ساخت. او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خيفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، كه در همه اين صحنه‏‌ها حضور داشت. او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آرى او، همان او (كه اين صفات و ويژگي‌هاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است.

آنگاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوى بانوان جهانم. من فرزند حسين شهيد كربلايم، من فرزند على مرتضى و فرزند محمد مصطفى و پسر فاطمه زهرايم، و فرزند خديجه كبرايم، من فرزند سدرة المنتهى و شجره طوبايم، من فرزند آنم كه در خون آغشته شد، و پسر آنم كه پريان در ماتم او گريستند، و من فرزند آنم كه پرندگان در ماتم او شيون كردند. و آنقدر به اين حماسه مفاخره آميز ادامه داد كه شيون مردم به گريه بلند شد!

يزيد نگران شد و براى آنكه مبادا انقلابى صورت پذيرد به مؤذن دستور داد تا اذان گويد تا بلكه امام سجاد عليه‌السلام را به اين نيرنگ ساكت كند!! مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد. همين كه گفت: الله اكبر، امام سجاد عليه السلام فرمود: چيزى بزرگتر از خداوند وجود ندارد. و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام عليه السلام فرمود: موى و پوست و گوشت و خونم به يكتايى خدا گواهى مى‌‏دهد. و هنگامى كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام عليه السلام به جانب يزيد روى كرد و فرمود: اين محمد كه نامش برده شد، آيا جد من است و يا جد تو؟ ! اگر ادعا كنى كه جد توست پس دروغ گفتى و كافر شدى، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتى و آنان را از دم شمشير گذراندى؟!

سپس مؤذن بقيه اذان را گفت و يزيد پيش آمد و نماز ظهر را خواند.
+ نوشته شده در شنبه 31 شهریور 1397 ساعت 21:29 توسط asmane |  ارسال نظر(0)