شعر
کسي آتش گرفت و بودنش را رو به جنگل زد ...
و آتش با تمام دخترک آن سو ... به جنگل زد
ميان خرمني از شعله هاي سرکش و عاصي
ميان هاله ي فرياد چون آهو به جنگل زد
کبوتر هاي وحشي آسمان را آشيان کردند
به قصد مرگ و خود سوزي گل شبو به جنگل زد
فغان برخواست از هرسو فرو ميخورد جنگل را
نشد آتش نشد خاموش اگر آمو به جنگل زد
گناه دختر معصوم .. نه او خود سرا پا سوخت
و آتش نيز نامردانه بعد از او به جنگل زد
+ نوشته شده در یکشنبه 24 اسفند 1399 ساعت 10:46 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)