شعر
جهان ، آلوده خواب است.
فرو بسته است وحشت در به روي هر تپش ،هر بانگ
چنان که من به روي خويش
در اين خلوت که نقش دلپذيرش نيست
و ديوارش فرو مي خواندم در گوش:
ميان اين همه انگار
چه پنهان رنگ ها دارد فريب زيست!
شب از وحشت گرانبار است.
جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بيدار:
چه ديگر طرح مي ريزد فريب زيست
در اين خلوت که حيرت نقش ديوار است؟
سهراب سپهري
+ نوشته شده در سهشنبه 13 مرداد 1394 ساعت 15:55 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)