••• آسمانه

♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥

شعر

 

اعرابي اي خداي به او داد دختري

و او دخت را به نسبت خود ننگ مي شمرد

هر سال کز حيات جگر گوشه مي گذشت

شمع محبت دل او بيش مي فسرد

روزي به خشم رفت و ز وسواس عار و ننگ

حکم خرد به دست رسوم و سنن سپرد

بگرفت دست کودک معصوم و بي خبر

تا زنده اش به خاک کند , سوي دشت برد

او گرم گور کندن و از جامه پدر

طفلک به دست کوچک خود خاک مي سترد.

باستاني پاريزي


+ نوشته شده در جمعه 20 فروردین 1395 ساعت 22:29 توسط asmane |  ارسال نظر(0)