حکمت نهج البلاغه
رُوِيَ أَنَّهُ ع رُفِعَ إِلَيْهِ رَجُلَانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ- أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ- وَ الْآخَرُ مِنْ عُرُوضِ النَّاسِ- فَقَالَ ع أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَيْهِ- مَالُ اللَّهِ أَكَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً- وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَيْهِ الْحَدُّ الشَّدِيدُ فَقَطَعَ يَدَهُ
و درود خدا بر او، فرمود: (دو نفر دزد را خدمت امام آوردند که از بيت المال دزدی کرده بودند، يکی برده مردم، و ديگری بردهای جزو بيت المال بود، امام فرمود) بردهای که از بيت المال است حدّی بر او نيست، زيرا مال خدا مقداری از مال خدا را خورده است، امّا ديگری بايد حدّ دزدی با شدّت بر او اجرا گردد (سپس دست او را بريد).
(قضايی)
وَ قَالَ ع لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَمَايَ مِنْ هَذِهِ الْمَدَاحِضِ لَغَيَّرْتُ أَشْيَاءَ
و درود خدا بر او، فرمود: اگر از اين فتنهها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگونیهای بسيار پديد میآورم.
(سياسی)
+ نوشته شده در سهشنبه 05 فروردین 1399 ساعت 16:11 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)