اشعار خیام
ديدم به سر عمارتي مردي فرد
کو گِل بلگد مي زد و خوارش مي کرد
وان گِل با زبان حال با او مي گفت
ساکن ، که چو من بسي لگد خواهي کرد.
+ نوشته شده در جمعه 06 شهریور 1394 ساعت 12:51 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)
♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥
ديدم به سر عمارتي مردي فرد
کو گِل بلگد مي زد و خوارش مي کرد
وان گِل با زبان حال با او مي گفت
ساکن ، که چو من بسي لگد خواهي کرد.