لطیفه های قرآنی
پيغمبر نه آهنگر
در زمان مأمون، شخصى ادّعاى پيامبرى كرد. او را نزد خليفه بردند. مأمون از او پرسيد: «معجزه تو چيست؟» گفت: «هر چه بخواهى». مأمون قفل بسته اى را به او داد و گفت: «اين قفل را باز كن». گفت: «من ادّعاى پيغمبرى كردم، نه ادّعاى آهنگرى.»
+ نوشته شده در سهشنبه 03 شهریور 1394 ساعت 10:15 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)