شعر
وه چه شیرین می تراود انگبین از چهره ات
جعد گیسویت پریشان کرده هر بیننده ات
خنده شیرین که پنهان میکنی در زیر لب
خیل مخموران نشسته پشت قاب دیده ات
خسته جانیم و ز جام انتظارت سرخوشیم
از شراب عدن جانان پرشده پیمانه ات
گوشه چشمی بیفکن ظلمت این خاک را
ای فضای لا مکان روشن ز نور دیده ات
خوش نشستی چون قمر در نقطه پرگار دوست
یازده نور مبین لا یزالی هاله ات
مهری مقدمی
+ نوشته شده در جمعه 06 فروردین 1400 ساعت 15:31 توسط asmane
|
ارسال نظر(0)